شرح
پيش از اين توضيح داديم كه « 1 » « نور » و « برهان » خدا را سه گونه معنا كردهاند : نخست ، آن كه برهان توحيد و خداشناسى ، نزدِ اهل بيت عليهم السلام است و امام ، چراغِ هدايت و دليلِ خداشناسى است . دوم ، آن كه علمِ قرآن ، در اختيار امام است و معناى سوم ، معجزهء انبياى پيشين است كه از آن ، به « نور » و « برهان » ، ياد مىشود و در هر زمان ، نزدِ اهل بيت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است . همچنين ، واگذارى « امر الهى » به اهل بيت عليهم السلام ، پيش از اين ، مورد بررسى قرار گرفت . « 2 »
اينك با جملهء « وأمره إليكم » ، به همان ويژگى سياسى اشاره شده است ؛ يعنى امرِ خدا - كه همان برپايىِ حكومتِ دينى و سياسى است - ، به شما واگذار شده است . اين تفسير ، برخاسته از فرهنگِ قرآنى در معناى « امر » است :
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ .
« 3 »
و از خدا فرمان ببريد ، و از پيامبر و صاحبْ اختيارانتان ( صاحبان امر ) كه از خودتان هستند ، فرمان ببريد » .
عبارت « و أمره إليكم » ، با اشاره به اين آيهء قرآن ، اطاعت از رهبرى سياسىِ اهل بيت عليهم السلام را واجب مىداند و روى گرداندن از آن ، مانند روى برتافتن از خدا و پيامبرِ اوست .
اكنون بايد ديد كه چرا اين عبارتها تكرار شدهاند و انسجام اين جملات و جملات پسين ، چگونه است ؟
هامش
( 1 ) . ر . ك : ص 338 : « و خصّكم ببرهانه و انتجبكم لنوره » .
( 2 ) . ر . ك : ص 283 : « و اولى الأمر » .
( 3 ) . سورهء نساء ، آيهء 59 .