تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زيارت جامعه كبيره يا تفسير قرآن ناطق ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
را ناخوش مىداشت ] ، نمىفرمود : « اى كاش جز اين ، پيش آمده بود ! » . براى پيروان آن بزرگواران ، پرهيز از گلايهء زبانى در برابر اين گونه حوادث ، ممكن است ، اگر چه نتوانند در باطن ، شِكوه را بزدايند . اين سخن ، بدين معناست كه يكى از نشانه‌هاى انسانِ مستجاب الدعوه ، راضى بودن به قضاى الهى است . بنا بر اين ، هر چه انسان بيشتر نسبت به مقدّرات الهى راضى باشد ، دعاى او به اجابت ، نزديك‌تر است . خلاده ، دخترى راضى به قضاى خداوند بود كه به همين جهت ، خداوند متعال ، مقام همنشينى با پيامبرش در بهشت را به او عطا فرمود . امام صادق عليه السلام ، ماجرا را چنين گزارش فرموده است : خداوند متعال ، به داوود عليه السلام وحى فرمود : « به خلاده ، دختر اوس ، بهشت را نويد بده و به او خبر ده كه در بهشت ، همسر تو خواهد بود » . داوود عليه السلام به سوى خلاده ره‌سپار شد و درِ خانه‌اش را كوبيد . خلاده ، بيرون آمد و گفت : آيا چيزى در بارهء من نازل شده است ؟ داوود عليه السلام فرمود : « آرى » . گفت : چه نازل شده ؟ داوود عليه السلام گفت : « خداى متعال ، به من وحى فرمود و خبر داد كه تو در بهشت ، همسر من خواهى بود و فرموده كه : تو را به بهشت ، مژده دهم » . خلاده گفت : شايد تشابه اسمى ميان من و كس ديگرى رُخ داده باشد ؟ داوود عليه السلام گفت : « آن خلاده ، تو هستى » . گفت : اى پيامبر خدا ! حرفت را باور مىكنم ؛ امّا به خدا سوگند ، در خود چنين سزامندىاى نمىبينم ! داوود عليه السلام فرمود : « از درونت به من خبر ده كه در آن ، چه مىگذرد » . خلاده گفت : هرگز به هيچ دردى از هر نوع ، مبتلا نشده‌ام و هيچ گزند و نيازمندىاى از هر نوع به من نرسيده است ، مگر آن كه در برابر آن ، شكيبايى كرده‌ام و از خداوند نخواسته‌ام كه آن را از من ، بر طرف سازد ، تا آن كه او خود ، آن را از من ، دور كند و در كارم ، عافيت و گشايش دهد و به جاى آن هم چيزى از خدا نخواسته‌ام و او را بر آن ، شكر و سپاس گفته‌ام . داوود عليه السلام فرمود : « به همين سبب است كه به اين مقام رسيده‌اى » . « 1 »
هامش
( 1 ) . قصص الأنبياء ، راوندى ، ص 206 ، ح 269 .