قيامت ، نهيبِ الهى ، آنان را فرا گيرد ، براى خويش ، توشه بيندوزند . توجّه به اندرزهاى امام عليه السلام ، باعث روسپيد شدن سراى ديگر است و آنان كه امروز از سخن امامان عليهم السلام روى برتابند ، فردا در گمراهى و غفلتْ خواهند بود . « ذَكَّرتُمْ ميثاقَهُ » ، به ياد آوردن تمام پيمانهاى خداست و از آن جمله :
« وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ
. « 1 »
و [ ياد كن ] آن گاه كه پروردگار تو ، از فرزندان آدم ، از پُشتهاى ايشان ، فرزندانشان را برگرفت و آنان را بر خودشان ، گواه كرد [ و فرمود ] : « آيا من پروردگار شما نيستم ؟ » . گفتند : چرا . گواه شديم . [ اين گواهى را گرفتيم ] تا اين كه روز قيامت نگوييد : « ما از آن ، بىخبر بوديم » » .
و بدين سان ، امامان عليهم السلام ، پيمان فرمانبُردارى از خداوند را محكم كردهاند .
شيوهء تبليغى امامان عليهم السلام
در ادامهء « زيارت جامعه » ، به شيوههاى تبليغى امامان عليهم السلام در دعوت كردن مردم به خدا پرداخته شده كه اين شيوهها بدين قرارند :
1 . نصيحت
جملهء « وَ نَصَحْتُمْ لَهُ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانِيَة » ، كه همان خيرخواهى در پنهان و آشكار باشد ، به نخستين روش تبليغى اهل بيت عليهم السلام اشاره دارد . « نُصح » و « نَصْح » ، به معناى خلوص و صداقت ، و نيز پندى است كه در آن ، هيچگونه ناخالصىاى نباشد . امام عليه السلام ، در پيدا و پنهان ، براى خشنودى خدا ، خيرخواهى مىكند و براى خوب و خوش بودن مردم ، تمام تلاش خويش را نثار مىكند تا امّت ، به سعادت واقعى ، رهنمون شوند . در روايت است كه امير مؤمنان عليه السلام ، در بارهء رسالت اجتماعى « امام » ، فرموده است :
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 172 .