عالمان و متخصّصان است . « 1 »
گفتنى است كه شأن نزول « آيهء ذكر » ، اهل كتاب است ؛ ليكن مورد مُخصِّص نيست . بنا بر اين ، هر جاهلى بايد هر چه را كه دانستنش ضرور است ، از عالِم بپرسد و بر اين اساس ، مهمترين مصاديق آيهء ياد شده ، اهل بيت عليهم السلام هستند .
بىترديد ، آگاهى فراگير ائمّه عليهم السلام ، آنان را نمونهء برتر آيهء
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ »
قرار داده است و آنان ، پاسخگوى پرسشهاى مردماناند و تمام نادانستههاى آدميان ، در درياى دانش آنان ، معلوم مىشود .
در حديثى آمده كه پيامبر اكرم ، خود را « ذكر » و امامان عليهم السلام را « أهل الذّكر » ، معرّفى مىكند و مىفرمايد :
الذِّكرُ أنَا وَ الأئِمَّةُ أهْلُ الذِّكْرِ . « 2 »
[ مقصود از ] ذكر ، منم و اهل ذكر ، امامان هستند .
در حديث ديگرى ، شخصى تفسير همين آيه را از امام على عليه السلام مىپرسد . امام عليه السلام مىفرمايد :
وَ اللَّهِ إنّا لَنَحنُ أهلُ الذِّكرِ ، نَحنُ أهلُ العِلمِ ، وَ نَحنُ مَعدِنُ التَّأوِيلِ وَ التَّنزِيلِ ، وَ لَقَد سَمِعتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : أنَا مَدِينَةُ العِلمِ وَ عَلِىٌّ بابُها ، فَمَن أرادَ العِلمَ فَليَأتِهِ مِن بابِهِ . « 3 »
به خدا سوگند ، همانا ماييم اهل ذكر ، ماييم اهل دانش ، و ماييم معدن تأويل و تنزيل ! از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : « من ، شهر دانشم و على ، دروازهء آن است . پس هر كه جوياى دانش است ، بايد از درِ آن وارد شود » .
بر اساس روايتى ، امام جعفر صادق عليه السلام ، ذكر را داراى دو معنا مىداند و در هر دو
هامش
( 1 ) . پايه و اساس تقليد از مجتهد عادل نيز دليل عقلى است . مؤمن متديّن ، ممكن است كه با روش برداشت از آيات و روايات ، آشنا نباشد . لذا به عالمى مراجعه مىكند كه با برداشت از متون كهن ، آشناتر است .
( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 210 ، ح 1 .
( 3 ) . شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 432 ، ح 459 ؛ اهل بيت عليهم السلام در قرآن و حديث ، ج 1 ، ص 204 ، ح 234 .