« أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ .
« 1 »
آگاه باشيد كه دلها به ياد خدا آرام مىيابد ! » .
2 . قرآن . معناى ديگر ذكر ، قرآن است :
« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ .
« 2 »
و اين ذكر ( قرآن ) را به سوى تو ، فرو فرستاديم تا براى مردم ، آنچه را كه به سوى آنان ، فرو فرستاده شده است ، به روشنى بيان كنى » .
در اين آيه ، ذكر ، به معناى قرآن است و بر پيامبر صلى الله عليه و آله واجب است كه آيات الهى را براى مردم ، روشن سازد .
3 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله . معناى سوم ذكر ، شخص پيامبر صلى الله عليه و آله است :
« قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ .
« 3 »
همانا خدا به سوى شما ذكرى فرو فرستاده است ؛ فرستادهاى كه آيات خدا را بر شما مىخوانَد » .
در اين آيه ، « ذكر » ، موصوف و « رسول » ، صفت آن است .
بررسى مفهوم « ذكر » و « اهل ذكر »
گفتنى است كه كاربرد ذكر در آيات قرآن و متون روايى ، بسيار گسترده است و تنها در نمونههاى ياد شده ، منحصر نيست ؛ بلكه ذكر ، به معناى نماز ، قرائت قرآن ، تسبيح ، دعا و . . . به كار رفته است ؛ « 4 » امّا در همهء موارد ، معناى اصلى آن ، به نوعى مشاهده مىشود . براى نمونه ، به اوراد زبانى ، ذكر مىگويند ؛ زيرا غفلت را از آدمى مىزُدايد و او را در ياد خدا ، فرو مىبرد . همچنين ، نماز نيز ذكر است ؛ زيرا فلسفهء اصلى وجوب
هامش
( 1 ) . سورهء رعد ، آيهء 28 .
( 2 ) . سورهء نحل ، آيهء 44 .
( 3 ) . سورهء طلاق ، آيهء 10 - 11 .
( 4 ) . ر . ك : لسان العرب ، ج 4 ، ص 310 .