نماز ، ياد خداست و نمازگزارى كه در فكر مشكلات خويش باشد و از ياد خدا غافل گردد ، حقيقتِ نماز را به جاى نياورده است .
آگاهى انسان نيز رابطهء مستقيم با ميزان به ياد سپارىِ وى دارد و هر اندازه كه مطالب گوناگون را به ذهن خود بسپارد و در يادآورى آنها چيرهتر باشد ، آگاهتر خوانده مىشود . بنا بر اين ، در بازگردانِ كلمهء ذكر ، از واژهء « آگاهى » نيز مىتوان بهره برد . مفهوم « اهل ذكر » ، يعنى كسانى كه به گونهاى با ذكر مأنوس هستند كه گويى خود ، ذكر شدهاند . در زندگى روزمرّه نيز برخى افراد با ذكر زبانى ، انس دارند . آنان ، اهل ذكر زبانىاند و برخى با قرآن ، همدماند . آنان نيز اهل ذكر به معناى همدم قرآن ، شناخته مىشوند .
پيشوايانِ اهلِ ذكر
اهل بيت عليهم السلام ، همواره در ياد خدايند و تجلّى خدا را در همهء حالات ، در يافتهاند . بنا بر اين ، اگر ذكر به معناى ياد خدا باشد ، امامان عليهم السلام در چكاد ياد حق ، قرار دارند و اگر ذكر به معناى نماز باشد ، پس از نماز پيامبر صلى الله عليه و آله ، نماز امامان ، برترين نماز است و اگر ذكر به معناى پيامبر صلى الله عليه و آله باشد ، آنان ، اهل بيت پيامبر خدا هستند و اگر ذكر به معناى آگاهى باشد ، اهل بيت عليهم السلام ، برترينِ آگاهاناند . از همين رو ، توصيف « أهل الذكر » در بارهء ائمّه عليهم السلام ، با همهء مصاديق آن ، سازگار است .
پرسش از اهل ذكر
پرسش از اهل ذكر ، يعنى آگاهان ، فرمان عقل است و قرآن نيز با دستور
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
، همان حكم عقل را به ياد مىآورد . « 1 » خردمند ، براى هر كارى ، به متخصّص در آن كار ، مراجعه مىكند و بدين ترتيب ، از مجهولات خويش مىكاهد و بر معلومات خود مىافزايد . سيره و روش عقلا ، همواره ، مراجعه به
هامش
( 1 ) . به حكمى كه عقل ، آن را در مىيابد و شرع نيز به آن فرمان مىدهد ، « حكم ارشادى » مىگويند .