به خدا سوگند ، اين نور ، همان امامان از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله هستند تا روز قيامت ! به خدا سوگند ، اينها همان نورى هستند كه خداوند ، فرو فرستاده است ! به خدا سوگند ، هم ايشاناند نور خدا در آسمانها و زمين ! به خدا سوگند . . . نور امام در دلهاى مؤمنان ، از خورشيد درخشانِ روز ، تابانتراست !
در پايان اين روايت ، امام باقر عليه السلام ، نور امام در دلهاى مؤمنان را از نور خورشيد ، پُرفروغتر مىداند و در نتيجه ، فايدهء امام براى مؤمنان ، به مراتب بيشتر از خورشيد خواهد بود .
وظيفهء شيعيان
امير مؤمنان عليه السلام ، در دو سخن زيبا ، افزون بر آن كه به نورانى بودن امام اشاره مىنمايد ، وظيفهء پيروان آنان را نيز بيان مىفرمايد :
امام على عليه السلام ، نخست ، وجود امام عليه السلام را به چراغ در تاريكى تشبيه مىكند و وجه شَبَه آن را نيز « نورافشانى در تيرگى » مىداند و مىفرمايد :
إنَّما مَثَلى بَينَكُم كَمَثَلِ السِّراجِ فِى الظُّلمَةِ يَستَضِىءُ بِهِ مَن وَلَجَها . « 1 »
حكايت من در ميان شما ، حكايت چراغ در تاريكى است . آن كه به تاريكى قدم نهد ، از نور آن چراغ ، پرتو مىگيرد .
ايشان ، در نامهاى به يكى از فرمانداران خود ، به نام عثمان بن حنيف ، وظيفهء پيروان امام را بهرهجويى از نور دانش امام مىداند و مىنويسد :
ألا وَ إنَّ لِكُلِّ مَأمومٍ إماماً يَقتَدِى بِهِ وَ يَستَضِىءُ بِنُورِ عِلمِهِ . « 2 »
آگاه باش كه براى هر پيروى ، امامى است كه به او اقتدا مىكند و از نور دانش او ، روشنايى مىگيرد .
آنچه گذشت ، به بهرهمندى از نور ظاهرى و باطنى امام ، اشاره دارد ؛ يعنى
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة ، خطبهء 187 ؛ ميزان الحكمة ، ج 10 ، ص 4990 ، ح 16958 .
( 2 ) . نهج البلاغة ، نامهء 45 .