تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زيارت جامعه كبيره يا تفسير قرآن ناطق ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
راه تقوا نيز از راه‌هاى پُرخطرى است كه مدّعيان آن بسيارند و همهء آنها راه پرهيزگارى را نمىسپرند و عبارت « أعلام التُّقى » ، گواه آن است كه پيمودن راه تقوا ، بدون نشانه ، ممكن نيست و تنها نشانه‌هاى آن ، معصومان عليهم السلام هستند كه هماره بايد به آنان چشم دوخت و هر كه راهى جز اين بسپارد ، گرفتار مدّعيان تقوا خواهد شد و به كژراهه يا بىراهه مىرود .

تفسير تقوا

در برگردان واژهء « تقوا » به زبان فارسى ، از واژهء « پرهيزگارى » بهره جسته‌اند ؛ امّا اين واژه ، معادل جامعى نيست و تمام معناى آن را در برنمىگيرد ؛ بلكه پرهيزگارى ، لازمهء تقواست ؛ ولى به دليل شدّت تلازم ، به پرهيز نيز تفسير گرديده است ، چنان كه از امام على عليه السلام روايت شده است : التَّقوى أن يَتَّقِىَ المَرءُ كُلَّ ما يُؤثِمُهُ . « 1 » تقوا ، اين است كه انسان ، از هر آنچه او را به گناه وا مىدارد ، پرهيز كند . تقوا ، از ريشهء « وقايه » ، به معناى خويشتندارى است و لازمهء خويشتندارى - كه حالتى ايجابى است - ، پرهيز از گناهان است . سخنى ديگر از امام على عليه السلام ، به اين معنا اشاره دارد : إنَّ تَقوَى اللَّهِ حَمَتْ أولِياءَ اللَّهِ مَحارِمَهُ . « 2 » همانا تقواى الهى ، اولياى خدا را از حرام‌هاى او ، باز داشته است . در تفسير ديگرى ، از امام صادق عليه السلام روايت شده كه در پاسخ فردى كه از او در بارهء تقوا پرسيد ، فرمود : أنْ لا يَفقِدَكَ اللَّهُ حَيثُ أمَرَكَ وَ لا يَراكَ حَيثُ نَهاكَ . « 3 » تقوا ، اين است كه خداوند تو را در جايى كه فرمانت داده است ، غايب نبيند و در آن جايى
هامش
( 1 ) . غرر الحكم ، ح 2162 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 114 . ( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 70 ، ص 285 ، ح 8 .