15 / 22 نصر اللَّه مردانى « 1 »
صداى سُمّ سمند سپيده مىآيد * يلى كه سينهء ظلمت دريده ، مىآيد
گرفته بيرق تابان عشق را بر دوش * كسى كه دوش به دوش سپيده مىآيد
طلوع بركهء خورشيد تابناك دل است * ستارهاى كه از آفاق ديده مىآيد
بهار آمده با كاروان لاله به باغ * ز دشت ژاله ، گل نودميده مىآيد
به سوى قلّهء بىانتهاى بيدارى * پرندهاى كه به خون پركشيده مىآيد
در آن كران كه بوَد خون عاشقان ، جوشان * شهيد عشق سر از تن بريده مىآيد
به پاسدارى آيين آسمانىِ ما * گزيدهاى كه خدا برگزيده مىآيد . « 2 »
هامش
( 1 ) . نصر اللَّه مردانى در سال 1326 ش در كازرون به دنيا آمد . مردانى را مىتوان شاعر انقلاب ناميد ؛ چرا كه تمامى كتاب هاىشعرش در باره مفاهيم انقلاب و مذهب . دفاع مقدّس است . كتاب خوننامهء وى در سال 1382 ش به عنوان كتاب سال معرفى شد و از وى به عنوان چهرهء ماندگار نيز تقدير به عمل آمد . از مردانى ، آثارى غير از شعر نيز باقى ماند . وى در سال 1382 ش در كربلا در 56 سالگى پس از يك دوره بيمارى طولانى ، در گذشت .
( 2 ) . يار غايب از نظر : ص 201 .