نظرى به سوى « رضوانىِ » دَردمند مسكين * كه به جز درت اميدش نبود به هيچ سويى . « 1 »
14 / 4 جلال الدين همائى ( سنا ) « 2 »
اى حجّت قائم الهى * اى بندگىِ تو پادشاهى
اى آيت انَّهُ هُوَ اللَّه * اى از همه سرّ هستى آگاه
اى بر سر خلق ظلّ ممدود * اى هادى دين ، امام موعود
آئينهء ذات كبريايى * مرآت تجلّى خدايى
روشنگر جلوهء مظاهر * در وحدت مظهرى و ظاهر
مفتاح خزاين مطبّق * مصباح شريعت هو الحق
همنام نبىّ خاتمى تو * هم رتبهء اسم اعظمى تو
تو شاهد خلوت شهودى * پروردهء سايهء وجودى
تو حجّت دين كردگارى * نوباوهء باغ هشت و چارى
هر چند ز ديدهها نهانى * روشنكنِ بزم اين جهانى
ما تشنه ، تو چشمهء حياتى * ما غرقه ، تو كشتى نجاتى
هامش
( 1 ) . خوشههاى طلائى : ص 201 .
( 2 ) . جلال الدين همايى ، در سيزدهم دى 1278 ش ، مطابق با اوّل رمضان 1317 ق در يكى از محلّات جنوبى اصفهان ، ديده به جهان گشود . نخست به مكتب ملّا باجى رفت و در سال 1326 ق ، همراه برادر بزرگش به مدرسهء حقايق وارد شد و در سال 1328 ق ، به مدرسهء علميه نيماورد ، منتقل شد . وى پس از تكميل تحصيلات علوم دينى و علوم عقلى و طب و علوم رياضى ، از سال 1300 ش ، به تدريس در مدارس جديد و دانشگاه پرداخت و به سال 1310 ش ، به تهران منتقل شد . وى در سال 1345 ش ، رسماً از كار دانشگاهى كنارهگيرى كرد . از وى آثار بسيارى به جا مانده است ، از قبيل : تاريخ ادبيات ايران ، غزالىنامه ، فنون بلاغت و صناعات ادبى ، مولوىنامه ، تصوّف در اسلام و ديوان سنا . او چندين كتاب ارزشمند را هم تصحيح كرده كه از آنهاست : مصباح الهداية و مفتاح الكفاية و نصيحة الملوك . وى در ماه رمضان 1400 ق ، مطابق با تيرماه 1359 ش در اصفهان درگذشت .