اى مصطفىشمايل وى مرتضىفضايل * وى احسن الدلائل ، ياسين و طا و ها را
اى منشى حقايق ، وى كاشف دقايق * فرمانده خلايق ، ربّ العلى عُلى را
اى كعبهء حقيقت ، وى قبلهء طريقت * ركن يمان ايمان ، عين الصفا ، صفا را
اى رويت آيهء نور ، وى نور وادى طور * سرّ حجاب مستور ، از رويت آشكارا
اى معدلت پناهى هنگام دادخواهى * اورنگ پادشاهى ، شايان بود شما را
انگشتر سليمان ، شايان اهرمن نيست * كى زيبد اسم اعظم ، ديو و دد و دغا را ؟
از سيل فتنهء كفر ، اسلام ، تيرهگون است * دين مبين زبون است در پنجهء نصارا
اى هر دل از تو خرّم ، پشت و پناه عالم * بنگر دُچار صد غم ، يك مشت بينوا را
اى رحمت الهى ، درياب « مفتقر » را * شاها به يك نگاهى ، بنواز اين گدا را . « 1 »
و نيز از اوست :
دلبرا ، دست اميد من و دامان شما * سر ما و قدم سروِ خرامان شما
هامش
( 1 ) . خوشههاى طلائى : ص 213 - 216 .