هم نشأة نبىّ و ولى ، صاحب الزمان * شاهى كه فتح و نصرتش از اين دو جانب است
خُلقش عظيم و طبعْ كريم و دلش رحيم * اين موهبت ، تمام ز توفيق واهب است
دشمنْگداز و دوستْنواز است ، روز رزم * در ميمنه است جاذب و بر قلب ، حارب است
آن جا كه عرض لشكر نصرتْ شعار اوست * اجرام سبعه ، گَرد نعال مراكب « 1 » است
شاها ! به قادرى كه وضيع و شريف را * از وى اميد لطف و ، نجات از مصايب است
كاين بنده تا به شارع « 2 » هستى مجال يافت * همراه اين جناب و ز پى اين مواكب است
واثق به عفو توت « فغانى » كه از خطا * عنوان نامهء عملش ، عبد مُذْنب است
ظلّ علىّ و آل على ، مستدام باد ! * اين است مطلبى كه اهمّ مطالب است . « 3 »
و نيز از اوست :
حاشا كه علم عالِم ، جاهل كند قبول * ذاتى كه برتر است ز انديشهء عقول
حاشا كه در غبار حوادث ، نهان شود * آيينهء قبول و چراغ دل رسول
هامش
( 1 ) . جمع مَركب .
( 2 ) . گذرگاه .
( 3 ) . سيماى مهدى موعود در آئينهء نشر فارسى : ص 95 ، به نقل از : ديوان اشعار بابا فغانى شيرازى ، ص 14 - 16 .