بر آن است كه با توجّه به ادلّهاى كه گذشت ، نه مىتوان به طور مطلق ، وجود اديان ديگر در حكومت مهدوى را نفى كرد و نه مىتوان گفت كه اين اديان تا آخر باقى مىمانند .
1 . مفروضات بحث
براى روشن شدن موضوع ، لازم است ابتدا مفروضات و مسلّمات بحث را مرور كنيم :
يك . اين جا بهشت نيست ؛ بلكه دنياست ، با همه قوانينش . پس همچنان دار تكليف ، ابتلا و آزمايش و خير و شرّ است .
دو . سنّتهاى الهى تغيير نمىكنند . پس سنّت هدايت و آزادى انسان در انتخاب ، پا بر جا خواهد بود و ارزش دين و ديندارى به اختيارى بودن و آزادى در انتخاب ، خواهد بود .
سه . انسانيت انسان به چيزى ديگر تبديل نمىشود . انسان ، اختيار دارد ، نفس دارد و خواهشهاى آن نيز ادامه دارد . پس هنوز هم جا براى پيروى از هوا و هوس هست . پس
« إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً »
« 1 » هنوز مصداق دارد .
چهار . اختلاف طبايع و اختلاف سلايق آدميان از ميان نمىرود . بنا بر اين ، فرهنگهاى مختلف ، با تفاوت در زبان ، آداب و رسوم ، سنّتها ، نمادها و . . .
همچنان خواهند بود .
پنج . معجزه جاى كار و تلاش را نمىگيرد . بنا بر اين ، كارها به تدريج و با مجاهدت ، پيش مىرود . البته نصرت الهى در كار است ، امّا يارى خدا در جايى تحقّق خواهد يافت كه كار و تلاش انسانى وجود داشته باشد .
در عين حال ، اين تغييرات به وجود مىآيد :
هامش
( 1 ) . انسان : آيهء 3 .