مِنْهاجاً ؛
« 1 » براى هر يك از شما پيامبران ، شرعه و منهاجى قرار داديم » و نيز به آيهء
« ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْها ؛
« 2 » و سپس ، تو را بر شريعتى از امر دين ، قرار داديم . پس از همان شريعت ، پيروى كن » ، ضميمه كنيم ، اين معنا به دست مىآيد كه شريعت ، عبارت است از طريقهاى خاص ، يعنى طريقهاى كه براى امّتى از امّتها و يا پيامبرى از پيامبران مبعوث به شريعت ، تعيين و آماده شده است ؛ مانند شريعت نوح عليه السلام ، شريعت ابراهيم عليه السلام ، شريعت موسى عليه السلام ، شريعت عيسى عليه السلام و شريعت محمّد صلى الله عليه و آله . امّا دين ، عبارت است از سنّت و طريقهء الهى . پس كلمهء دين ، معنايى عامتر از كلمهء شريعت دارد و به همين جهت است كه شريعت ، نسخ مىپذيرد ؛ ولى دين به معناى وسيعش قابل نسخ نيست . « 3 »
بر اين اساس ، فرض ديگرى در فهم آيات و احاديث مربوط ، قابل طرح است .
مىتوان چنين در نظر گرفت كه بخشى از اهل كتاب ، ضمن اين كه در مسائل اصلى دين با مسلمانان به وحدت مىرسند ، به نوعى مجاز شوند كه به بخشى از آداب و شعائر خويش ، باقى بمانند و آيين خود را تا حدّى حفظ كنند . البته اين كار ، مشروط به اصلاح اصول عقيدتى و نفى شرك و هر گونه مظاهر شيطانى از آيين آنهاست . اگر اين فرض قابل پذيرش باشد ، ديگر نمىتوان قاطعانه حكم كرد كه در جامعهء مهدوى ، هيچ دينى جز اسلام ، باقى نمىمانَد .
تعابير برخى احاديث ، از ايمان آوردن مردم و شهادت دادن آنها به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله حكايت دارد ؛ امّا اين به معناى آن نيست كه همه پيرو شريعت اسلام مىشوند ؛ زيرا چنان كه هماينك گروهى از مسيحيان بر اين اعتقادند كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از جانب خدا برگزيده شده و فرستادهء اوست و در عين حال ،
هامش
( 1 ) . مائده : آيهء 48 .
( 2 ) . جاثيه : آيهء 18 .
( 3 ) . الميزان فى تفسير القرآن : ج 5 ص 351 .