فرمود : « آنان ، ياوران سفيانى اند كه قصد كشتن مردى را دارد كه ميان زمزم و مقام ، با او بيعت شده است و او به سمت ايشان حركت مىكند و آنها كشته مىشوند و فرزندانشان بر در مسجد دمشق فروخته مىشوند و محروم ، كسى است كه از غنيمت قبيلهء كلب ، هر چند يك پابند شتر ، بىبهره بماند » . « 1 »
1368 . السنن الواردة فى الفتن - با سندش به نقل از حذيفه - : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « حادثهاى در زوراء « 2 » روى مىدهد » .
[ اصحاب ] گفتند : اى پيامبر خدا ! زوراء چيست ؟
فرمود : « شهرى در مشرق ، ميان چند رود كه بدترين خلق خدا و گردنكشان امّتم در آن جا ساكن مىشوند و با چهار گونه عذاب كوبيده مىشوند ؛ با : شمشير ، فرو شدن در زمين ، پرتاب [ سنگ ] و مسخ شدن » .
و فرمود : « هنگامى كه سياهان در پيجويى عربها بيرون بيايند ، [ شكست خورده ، ] مىگريزند تا به دل زمين ( / دل سرزمين اردن ) مىرسند كه اين هنگام ، سفيانى با سيصد و شصت سوار ، خروج مىكند تا اين كه به دمشق مىرسد و هنوز يك ماه نگذشته ، سى هزار نفر از قبيلهء كلب با او بيعت مىكنند و او لشكرى را روانهء عراق مىكند و در زوراء ، صد هزار نفر را مىكشد و به سوى كوفه سرازير مىشوند و آن را غارت مىكنند و اين هنگام ، پرچمى از شرق بيرون مىآيد كه مردى از قبيلهء تميم به نام شعيب بن صالح ، آن را پيش مىبرد و اسيران كوفه را از دست سفيانيان
هامش
( 1 ) . دلائل الإمامة : ص 465 ح 450 .
( 2 ) . زوراء ، همان بغداد كنونى است .