بدار و دستانمان را از ستم و دزدى باز بدار و ديدههايمان را از تباهكارى و خيانت پوشيده بدار و گوشهايمان را از بيهودهگويى و غيبت ، بسته بدار و بر دانشمندانمان ، به زهد و خيرخواهى و بر دانشجويان ، به كوشش و اشتياق و بر شنوندگان ، به پيروى و اندرز [ پذيرى ] و بر بيماران مسلمان ، به شفا و آسودگى و بر مردگانشان ، به رحم و شفقت و بر پيران ما ، به وقار و آرامش و بر جوانان ، به بازگشت و توبه و بر زنان ، به حيا و عفّت و بر توانگران ، به فروتنى و گشادهدستى و بر نيازمندان ، به صبر و قناعت و بر جنگاوران ، به يارى و پيروزى و بر اسيران ، به رهايى و آسودگى و بر فرمانروايان ، به عدالت و دلسوزى و بر مردم ، به انصافدهى و نيكرفتارى ، تفضّل و منّت نِه و در توشه و هزينهء حاجيان و زائران بركت ده و آنچه را از حجّ و عمره بر ايشان واجب كردهاى ، به انجام رسان ، به فضل و رحمتت اى رحيمترين رحيمان ! » . « 1 »
8 / 6 : دعاى بهرهء شب
1100 . البلد الأمين : دعايى روايت شده از امام مهدى عليه السلام كه « بهرهء شب » ناميده مىشود : « خدايا ! از تو درخواست مىكنم به عزيزى كه عزّتبخش او ، عزّت برخاسته از عزيز كردن توست ، به نيروى حاصل از توان عظيم برخاستهء از قوّت تو ، به قدرت پديد آمده از قدرت برخاسته از نيروى مقتدرانهات ، به ستايش مؤكّد بزرگداشت عظمتت ، به اوج گرفتن والايى بالندهء رفعتت ، به برپادارندگى جاويدان هميشه بودنت ، به رضوان برآمده از آمرزش آسودهكنندهء رحمتت ، به بلندپايگى بىنمونهء فرمانروايى نفوذناپذيرت ، به پيكهاى روان درودهاى ريزان از رحمتت ، به حقايق حقيقىِ برخاسته از حقيقت حقّهات ، به راز نهفته ميان نهانترين رازهايت ، به عزّتهاى گره خورده به گوهر عزّتت ، به نالهء آرزومندانهء آرامبخش خواهندگان ، به آه سوزناك از دل برآمدهء بيمناكان ، به آرزوهاى چيره بر گفتار تلاشگران ، به خشوع فروتنانهء آب شدن زهرهء شكيبايان ، به تعبّد شبزندهداران عابد چالاك .
خدايا ! عقلها سرگردان ، ديدهها درمانده ، فهمها تباه و وهمها حيران شده و خيالها
هامش
( 1 ) . البلد الأمين : ص 349 ، المصباح ، كفعمى : ص 374 .