و شكّى نيست كه در كنار باورهاى اصيل ، خرافههايى آسيبزا پديد مىآيند ، امّا اين به معناى نادرست بودن باور اصلى است ؟ ! و اين آيا مجوّز كنار نهادن انديشهء درست مىگردد ؟ و پرسش اساسىتر ، آن كه با گزارشهاى متعدّد عالمانى بزرگ و فرهيخته و انسانهايى سخت راستگو و وارسته كه توفيق تشرّفى هر چند كوتاه و نادر داشتهاند ، چه كنيم ؟ آيا مىتوان به دليل سوء استفادهء برخى ، اين همه انسان راستين را دروغگو بخوانيم ؟ !
آنچه وظيفهء ماست ، ترسيم دقيق معناى رؤيت امام عليه السلام در عصر غيبت است كه جز به صورت نادر و براى معدود افرادى بسيار پاك و شايسته و يا بس درمانده و نيازمند و پناهجو ، رخ نمىدهد و با ادّعاى رؤيت منظّم و مستمر و به اختيار شخص ، بسيار متفاوت است و از قضا دستهء نخست ، آن را پنهان مىدارند ، هرچند به اقتضا و در پيشامدهاى تقدير شدهء الهى از پرده بيرون مىافتند .
آرى ، اين دستهء دوم هستند كه بىرؤيت و تشرّف حقيقى ، و به فريب نفس و شيطان ، زمينهء خرافهگرايى را از يك سو و دلسرد كردن و انكار را از سويى ديگر فراهم مىآورند و وظيفهء جستجو و بررسى را بر دوش ما و نظارت و پيشگيرى و رويارويى را بر عهدهء انديشمندان و متولّيان قضايى و حقوقى مىنهند .
روشن است كه ما بايد در ابتدا در گزارش هر گزارشگر رؤيت ، شكّى معقول روا بداريم و بكوشيم با همراهىِ قرينههاى جانبى ، درستى و يا نادرستىآن را معلوم كنيم و تنها در جايى آن را بپذيريم كه به اطمينان مىرسيم ، هر چند ردّ و قبول وقوع رؤيت كسى و انكار و تأييد تشرّف او ، بر ما لازم نيست .
رهنمودهاى ارائه شده براى ديدار امام مهدى عليه السلام
پس از اثبات امكان ديدار امام مهدى عليه السلام ، اين پرسشها رخ مىنمايد كه : آيا شيوهاى