تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
سپس كاغذى خواست و وصيّتش را با دست خود نوشت . مزرعه‌هايى كه در دست او ( قاسم ) بود ، وقف مولايمان به وسيلهء پدرش بود . و ميان آنچه به حسن وصيّت كرد ، گفت : پسر عزيزم ! اگر براى اين امر - يعنى وكالت مولايمان - شايسته دانسته شدى ، خوراكت از نصف مزرعه‌ام به نام فرجيذه باشد و بقيّهء آن ، مِلك مولايم است و اگر شايسته دانسته نشدى ، خير و صلاحت را از هر جا كه خداوند قبول مىكند ، بجوى . حسن نيز وصيّتش را به همين شكل پذيرفت . روز چهلم و به هنگام سپيده‌دمان ، قاسم در گذشت و عبد الرحمان [ دوست ناصبىاش ] ، خود را دوان دوان به او رساند ، در حالى كه كفش به پا نداشت و سرش برهنه بود و فرياد مىزد : وا سيّداه ! و مردم ، آن را از او بزرگ [ و عجيب ] شمردند و مىگفتند : با خود چه مىكنى ؟ او گفت : خاموش باشيد كه من چيزى ديده‌ام كه شما نديده‌ايد ! و شيعه شد و از آنچه بر آن بود ، باز گشت و بخش فراوانى از مزرعه‌هايش را وقف كرد . و ابو على بن جَحدر ، عهده‌دار غسل دادن قاسم شد و ابو حامد ، آب بر او مىريخت و بدنش در هشت پارچه كفن شد : پيراهن مولايش امام هادى عليه السلام [ كه به او بخشيده بود ] و هفت پارچه‌اى كه از بغداد برايش رسيده بود . پس از مدّتى كوتاه ، نامهء تسليت از سوى مولايمان به حسن ( پسر قاسم ) رسيد و در آخر آن ، دعا كرده بود : « خداوند ، اطاعتش را به تو الهام كند و از معصيتش دورت بدارد ! » و اين ، همان دعايى بود كه پدرش برايش كرده بود . پايان نامه نيز چنين بود : « پدرت را پيشواى تو و كار او و وكالت را به تو وا نهاديم » . « 1 » 744 . رجال الكشّى : ابو على محمّد بن احمد بن صلت قمى آبى ، « 2 » در نامه‌اى به صاحب
هامش
( 1 ) . الغيبة ، طوسى : ص 310 ح 263 ، فرج المهموم : ص 248 ، الثاقب فى المناقب : ص 536 ح 2 ، الخرائج و الجرائح : ج 1 ص 467 ح 14 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 313 ح 37 . ( 2 ) . ابو على محمّد بن احمد بن على بن صلت قمى آبى : او با امام زمان عليه السلام مكاتبه داشته است . صدوق گفته است : « پدرم از او روايت نقل كرده از او به علم و عمل و زهد و فضل و عبادت تعريف مىكرد » ( ر . ك : رجال الكشّى : ج 2 ص 831 ش 1051 ، معجم رجال الحديث : ج 15 ص 351 ش 10133 و ج 16 ص 18 ش 10150 ) .