تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
را جعفر مىنامى » و آن دو ، همان گونه كه امام عليه السلام فرمود ، به دنيا آمدند . براى سفر حج آماده شدم و از مردم خداحافظى كردم و در آستانهء رفتن بودم كه پيام آمد : « ما خوش نداريم بيرون بيايى ؛ ولى تصميم با توست » . دل‌تنگ و اندوهگين شدم و نوشتم : من گوش به فرمان و مطيع هستم ؛ امّا باز ماندنم از حج ، مرا اندوهگين كرده است . توقيع آمد كه : « دل‌تنگى مكن ، كه به زودى إن شاء اللَّه در سال آينده به حج مىروى » . سال بعد ، نامه‌اى نوشتم و اجازه خواستم . اجازه آمد . نوشتم كه محمّد بن عبّاس را كه به دين و پارسايى او اطمينان دارم ، همسفر خود قرار داده‌ام . توقيع آمد : « اسدى ، خوب همسفرى است . اگر آمد ، كس ديگرى را جاىگزين او مكن » . اسدى آمد و با او همسفر شدم . « 1 » 736 . الكافى - به نقل از حسن بن فضل بن زيد يمانى « 2 » - : پدرم با خطّ خودش ، نامه‌اى [ به ناحيهء مقدّسه ] نوشت . پاسخش آمد . بعد من هم با خطّ خودم نوشتم . پاسخ آن نيز آمد . سپس مردى از فقهاى همكيش ما ، به خطّ خود ، نامه‌اى نوشت ؛ امّا پاسخ او نيامد . تحقيق كرديم . ديديم علّتش اين است كه آن مرد ، قَرمَطى « 3 » شده است . به عراق رفتم و [ قبل از آن ] به طوس رفته بودم . « 4 » بر آن شدم تا دليلى روشن [ از
هامش
( 1 ) . الكافى : ج 1 ص 522 ح 17 ، الغيبة ، طوسى : ص 416 ح 393 ( در اين منبع ، بخش آغازين حديث نيامده است ) ، الإرشاد : ج 2 ص 363 ، كشف الغمّة : ج 3 ص 245 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 308 ح 24 . ( 2 ) . حسن بن فضل بن زيد ( / يزيد ) يمانى : از مشايخ كلينى است . شيخ صدوق ، نام او را در شمار كسانى شمرده‌كه بر معجزه‌هاى امام زمان عليه السلام آگاه بوده‌اند و او آنها را ديده است . نام او در كشف الغمّة ، « حسين بن فضل بن يزيد همانى » آمده است ( ر . ك : ج 5 ص 95 ح 810 « و اين افراد » ، معجم رجال الحديث : ج 6 ص 88 ش 3063 ؛ مستدركات علم رجال الحديث : ج 3 ص 23 ش 3874 ) . ( 3 ) . قرمطيان ، گروهى هستند كه ظاهراً به امامت محمّد بن اسماعيل بن امام صادق عليه السلام معتقدند و در واقع ، معتقد به الحاد و باطل بودن شريعت اند ؛ چون بيشتر حرام‌ها را حلال مىدانند و نماز را اطاعت از امام و زكات را خمس دادن به امام و روزه را پنهان كردن اسرار ، و زنا را بر ملا كردن اسرار ، تأويل مىكنند . وجه نام‌گذارى اين گروه به قرمطيان ، اين است كه در آغاز كار اين گروه ، يكى از رهبران آنها با خطّ مقرمط ( كلمات را تنگ و باريك و ريز و در كنار هم نوشتن ) مىنوشت . بنا بر اين ، او را به « قرمطى » - كه جمعش قرامطه است - نسبت دادند . ( 4 ) . در مرآة العقول ( ج 6 ص 187 ) آمده است : « ظاهراً " واو " در " و زُرْت العراق " حاليّه است ؛ يعنى قبلًا امام‌رضا عليه السلام را در طوس خراسان زيارت كردم و بعد ، آهنگ حج نمودم و به زيارت ائمّهء عراق رفتم » .