تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
پانصد درهم از آنها خريدم و پرداخت دست‌مزد فرستادگان نيز پانصد درهم به دوش من افتاد . بيرون آمدم و به مزرعه نياز پيدا كردم و آن را فروختم . « 1 » 729 . الغيبة ، طوسى - به نقل از ابو عبد اللَّه احمد بن محمّد بن عيّاش « 2 » - : ابو غالب زرارى گفت : در روزگار جوانى و در يكى از سفرهايم به كوفه ، مردى از برادران همكيشم - كه نامش را ابو عبد اللَّه ( راوى ) فراموش كرده است - با من بود . در آن وقت ، شيخ ابو القاسم حسين بن روح - خدا رحمتش كند - نايب امام ، ولى پنهان بود و ابو جعفر محمّد بن على ، مشهور به شلمغانى ، را نمايندهء خود نموده بود و در آن زمان هنوز كژروى و كفرى از شلمغانى بروز نيافته بود و در راه راست و درست بود و مردم به سوى او مىآمدند و با وى ديدار مىكردند ؛ زيرا همراه و نمايندهء شيخ ابو القاسم حسين بن روح و واسطهء شيعيان و او در كارهاى مهم و ديگر خواسته‌هايشان بود . همسفرم به من گفت : آيا مىخواهى ابو جعفر شلمغانى را ببينى و با وى تجديد عهد كنى ؟ اكنون او براى طايفهء شيعه نصب شده است و من مىخواهم برايم به حجّت عليه السلام بنويسد تا برايم دعايى كند . به او گفتم : باشد ! بر شلمغانى وارد شديم و گروهى از يارانمان را نزد او ديديم . بر او سلام داديم و نشستيم . او رو به همسفرم كرد و گفت : اين جوان همراهت كيست ؟ وى گفت : مردى از خاندان زرارة بن اعيَن . شلمغانى رو به من گفت : از كدام تيره هستى ؟ گفتم : سَرورم ! از نسل بكير بن اعين ، برادر زراره . شلمغانى گفت : خاندانى جليل و با جايگاهى و الا در اين امر ( ولايت ) ! سپس همراهم به او روى كرد و گفت : سَرور ما ! مىخواهم نامه‌اى بنويسى و دعايى
هامش
( 1 ) . الغيبة ، طوسى : ص 304 ح 257 ( با سند معتبر ) ، بحار الأنوار : ج 51 ص 322 . نيز ، ر . ك : الخرائج و الجرائح : ج 1 ص 479 ح 20 . ( 2 ) . ابو عبد اللَّه احمد بن محمّد بن عيّاش جوهرى ( م 401 ق ) ، مؤلّف كتاب مقتضب الأثر : شيخ طوسى ، او را دركتاب رجالش از جملهء كسانى شمرده كه از ائمّه عليهم السلام روايت ندارند . فردى پُرروايت است ؛ امّا در آخر عمرش اختلال حواس پيدا كرد . شيخ طوسى در الفهرست از او ياد كرده است . پدر و جدّش دو چهرهء سرشناس بغداد بودند ( ر . ك : الفهرست ، طوسى : ص 79 ش 99 ، رجال النجاشى : ج 1 ص 225 ش 305 ، رجال الطوسى : ص 413 ش 5983 ) .