ويژهء معرّفى صاحبان آثار و كتابهاى شيعى است - ، نامى از سفيران خاص برده نشده و اثرى براى آنان ، گزارش نگرديده است .
اشاره كرديم كه حتّى جناب حسين بن روح ، كتاب التأديب را براى بررسى به قم فرستاد و به رغم اين كه ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى ، جايگاه علمى بالاترى داشت ، حسين بن روح ، سفير سوم معرّفى شد . آنچه در برخى نقلها آمده ، تنها اين است كه جناب محمّد بن عثمان ، كتابهايى در فقه داشته كه آنها را مستقيماً از امام عسكرى عليه السلام و امام زمان عليه السلام شنيده و يا از پدر خود ، عثمان بن سعيد ، از امام هادى عليه السلام ، از امام عسكرى عليه السلام نقل كرده است . « 1 » آية اللَّه شبيرى زنجانى - چنان كه اشاره شد - ، احتمال مىدهد دليل آن در آن فضاى تقيّهآميز شديد ، اين بوده كه « چه بسا آن بزرگواران ( وكلا ) نمىخواستهاند در مسائلى كه طُرُق ظاهرى براى حلّ آن وجود دارد ، ارتباطى با شيعيان داشته باشند » . « 2 »
بر اين نكته مىتوان افزود كه صرف نظر از جايگاه اعتمادآميز و شناخته شدهاى كه دو سفير اوّل و دوم در خانهء امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام داشتند و شيعيان ، سالها اينان را به همين وصف مىشناختند و طبعاً پذيرش بيشترى در ميان شيعه داشتند ، اگر سفراى خاصّ امام عليه السلام ، جزو فقهاى شناخته شده به شمار مىرفتند و مورد مراجعهء مردم و داراى آثار فقهى و علمى بودند ، چه بسا زمينهء اين اتّهام ، بيشتر فراهم مىشد كه آنان ، پاسخها را بر پايهء اجتهاد و نظر خود صادر مىكنند ، نه نظر و فرمودهء امام عليه السلام ؛ اتّهامى كه شلمغانى ، پس از انحراف و گرفتار شدن ، وارد كرد و خود را نيز دخيل مىدانست ، « 3 » چنان كه يكسانىِ دستخطّ توقيعات زمان جناب
هامش
( 1 ) . ر . ك : ج 3 ص 338 ح 618 .
( 2 ) . جرعهاى از دريا : ج 1 ص 173 .
( 3 ) . چنان كه به رغم اعتقاد و اعتماد عمومى جامعهء شيعى ، بويژه عالمان و فقيهان به استناد توقيعات ولىّعصر عليه السلام ، يكى از معاصران در بارهء يك توقيع كه وجود دو روايت در موضوع پرسش شده و نوعى ترديد اوّليه را مىرساند ، نظر داده است كه در اين توقيع و موارد مشابه ، جناب حسين بن روح در مواقعى كه به امام عليه السلام دسترس نداشته ، بر پايهء احاديث موجود ، فتوا مىداده است ( ! ) ( ر . ك : بحار الأنوار : ج 82 ص 182 ، پانوشت مصحّح ) .