تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
نقل شيخ طوسى نيز اشاره كرده و سند آن را يك‌جا در پايان كتاب آورده است . « 1 » با اين توضيح و با توجّه به آنچه در بارهء اعتبار كلّى كتاب الاحتجاج گفتيم ، در بارهء دو توقيع مبسوط ديگر حِميَرى نيز كه تنها در اين كتاب آمده ، مىتوان به اعتماد نسبى رسيد . نكتهء قابل توجّه ديگر در اعتبار اين توقيعات ، اين است كه بسيارى از مضامين آنها در ساير احاديث نيز آمده و يا دست كم بر خلاف ادلّه و قواعد ديگر نيست . اين است كه در بسيارى موارد ، شاهديم كه فقهاى ما آنها را در رديف ساير ادلّهء خود آورده‌اند و گاه نيز نيازى به ذكر آنها نديده‌اند ، چنان كه روش فقها اين است كه در مسائلى كه اجمالًا روشن است و حديث مخالف يا نظر مخالف نباشد ، نيازى به ذكر همهء نصوص نمىبينند ، چه توقيع باشد و چه ساير احاديث . به هر حال ، آنچه نكتهء اصلى در اعتبار اجمالى اين توقيعات است ، علاوه بر اعتبار اسنادى بخشى از آنها ، اعتماد عملى فقها به بيشتر آنهاست كه به رغم اين كه بخش كمترى از آنها در كتاب‌هاى چهارگانهء اصلى آمده ، در منابع فقهى - چنان كه در ادامه نشان داده‌ايم - ، در حدّ قابل توجّهى آمده و مورد استدلال قرار گرفته‌اند .

4 . جايگاه دينى و فقهى سفيران چهارگانه

يكى از مسائل مهم در بحث ولادت ولىّ عصر عليه السلام و دورهء غيبت صغرا و سپس آغاز دورهء غيبت كبرا و نيز اعتبار و جايگاه توقيعات موجود ، بويژه توقيعات فقهى ، توجّه به شخصيت و جايگاه نايبان خاصّ امام عليه السلام است . اهمّيت اين امر در بارهء توقيعات فقهى ، اين است كه اين بزرگواران در دورهء غيبت صغرا كه حدود هفتاد سال به درازا كشيد ، تنها كسانى بودند كه با امام عليه السلام ارتباط داشتند و مىتوانستند رابط ميان شيعيان و امام عليه السلام باشند . استناد به توقيعات در استدلال‌هاى فقهى ، بر پايهء اين حقيقت است كه جامعهء
هامش
( 1 ) . ر . ك : وسائل الشيعة : ج 30 ص 143 .
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 250 | محمد الريشهري