از مرتبطان با او از اظهار نظر تقيّهاى او در يكى از مجالس مناظره ، خندهاى بىجا كرد و احتمال مىرفت حقيقت نظر حسين بن روح ، آشكار شود ، بيرون از جلسه ، ضمن اعتراض شديد به آن شخص ، تأكيد كرد كه در صورت تكرار ، با او قطعِ رابطه خواهد كرد . « 1 » نيز وقتى به او خبر رسيد كه يكى از خادمان خانهاش ، معاويه را لعن و ناسزا گفته ، دستور اخراج او را صادر كرد و به رغم اين كه مدّتها آن خادم درخواست برگشت به كار داشت ، نپذيرفت و او مجبور شد جاى ديگرى مشغول شود . « 2 »
در بارهء خود جناب حسين بن روح نيز نقل شده كه مدّتى پنهان بود و محمّد بن على شَلمغانى را - كه بعدها منحرف شد و به سبب عقايد الحادى به دست مقتدر كشته شد - ، براى رسيدگى به امور ، نصب كرد و او ، واسطهء مردم با جناب حسين بن روح بود . « 3 » در بارهء دشوارى ارتباط با سفير پيش از وى ، جناب محمّد بن عثمان عَمرى ، در دورهء معتضد عبّاسى ، و بىنشانه بودن يكى از پيكها براى رسيدن به حضور عَمرى ، اين تعبير آمده است :
لَأنّ الأمرَ كان حادّاً فى زمان المعتضد وَ السيف يقطر دماً كما يقال ، وَ كان سرّاً بين الخاص من أهل هذا الشأن .
زيرا در زمان معتضد ، شرايط ، سخت بود و از شمشير ، خون مىچكيد و كار جناب محمّد بن عثمان ، ميان خواصّ شيعه يك راز به شمار مىرفت .
و بعد اشاره شده است كه وقتى پيك ، چيزى را مىبُرد ، خبرى از واقع دريافت كننده نداشت و تنها به صورت شفاهى به او گفته مىشد مرسوله را كجا ببرد و تحويل دهد . « 4 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : ج 3 ص 393 ح 653 .
( 2 ) . ر . ك : ج 3 ص 391 ح 651 .
( 3 ) . ر . ك : ج 4 ص 385 ح 729 .
( 4 ) . ر . ك : الغيبة : ص 295 - 296 .