[ 691 / 11 ] سؤال : آيا جايز است مرد نماز بخواند ، در حالى كه نعلينى ( سرپايى ) به پا دارد كه [ پشت با و ساق ندارد و ] بخش برآمدهء پا را نمىپوشاند ، يا جايز نيست ؟
جواب : « جايز است » .
[ 691 / 2 ] سؤال : مرد نماز مىخواند ، در حالى كه چاقو يا كليد آهنى در آستين يا شلوارش دارد .
آيا اين جايز است ؟
جواب : « جايز است » .
[ 691 / 13 ] سؤال : مردى با اين جماعت اهل سنّت ، مرتبط است . از راه اصلى به حج مىرود [ و در جادّه همراه آنان است ] . آنان از مسلخ ، مُحرم نمىشوند . آيا براى اين مرد ، جايز است كه احرامش را تا ميقات « ذات عِرق » به تأخير اندازد و همراه ايشان مُحرم شود ، از بيم آن كه مبادا انگشتنما گردد ، يا جايز نيست كه جز از مسلخ ، مُحرم شود ؟ « 1 »
جواب : « از ميقاتش مُحرم مىشود . سپس لباسش را مىپوشد و نزد خود ، تلبيه مىگويد و چون به ميقات آنان رسيد ، احرام و تلبيه را آشكار مىكند » .
[ 691 / 14 ] سؤال : به پا كردن كفشِ بدبو « 2 » چگونه است ؟ برخى ياران مىگويند كه زشت است .
جواب : « جايز است و اشكالى ندارد » .
[ 691 / 15 ] سؤال : مردى از وكيلان وقف ، آنچه را به دستش سپردهاند ، حلال مىشمرد و در برداشتن از آن تقوا را رعايت نمىكند و من گاه در روستايى كه او نيز در آن هست ، فرود مىآيم و يا به خانهاش مىروم ، در حالى كه غذايش آماده است . مرا به آن دعوت مىكند كه اگر از آن نخورم ، با من بر سر آن ، دشمنى مىكند و مىگويد : « فلانى ، خوردن از غذاى ما را حلال نمىشمرد ! » . حال آيا جايز است كه از غذاى او بخورم و بهاى آن را صدقه بدهم ؟ اگر آرى ، چه قدر صدقه بدهم ؟
و اگر اين وكيل ، هديهاى به كس ديگرى داد و او مرا به حضورش فرا خواند تا از آن استفاده كنم ، در حالى كه مىدانم كه وكيلِ ياد شده ، در برداشت از اموالِ در اختيارش
هامش
( 1 ) . مسلخ ، ابتداى وادى عقيق و ميقات عراقيان است و ذات عِرق ، انتهاى آن است .
( 2 ) . كفشى كه با چرم دبّاغى شده با سرگين و يا نمك ، درست شده است .