تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
[ 690 / 19 ] سؤال كرده بود : اگر نابينايى را پيش از نابينا شدن براى گواهى بر چيزى حاضر كنند و سپس نابينا شود و نتواند دست‌خطّ خود را ببيند و بشناسد ، آيا گواهى دادنش جايز است يا نه ؟ و اگر اين نابينا ، گواهى قبلى خود را به ياد آورد ، آيا جايز است كه بر آن ، شهادت دهد يا نه ؟ جواب آمده بود : « هنگامى كه گواهى و زمان را به ياد داشته باشد ، گواهىاش جايز است » . [ 690 / 20 ] سؤال كرده بود : مردى مزرعه يا مَركبى را وقف مىكند و براى [ سپردن ] اين وقف به يكى از وكيلان وقف ، شاهد مىگيرد . سپس اين وكيل مىميرد و يا حالش دگرگون [ و تباه ] مىشود و كس ديگرى سرپرستى وقف را به عهده مىگيرد . آيا جايز است شاهد براى اين فرد جاىگزين ، شهادت دهد ؟ يا جايز نيست ، در حالى كه مىدانيم اصل وقف براى يك نفر است [ و اين دو فقط وكيل‌هاى اويند ] ؟ جواب آمده بود : « جايز نيست ؛ زيرا شاهد براى وكيل نيامده بود ؛ بلكه شاهد مالك بود ، و خداوند متعال فرموده است : « و شهادت را براى خدا به پا داريد » » . « 1 » [ 690 / 21 ] سؤال كرده بود : احاديث متعدّدى در بارهء ركعت سوم و چهارم نماز است كه برخى ، خواندن سورهء حمد را ( بدون سوره ) ، در آن بهتر مىبينند و برخى مىگويند : تسبيحات اربعه در آن دو ركعت ، بهتر است . حال كدام يك فضيلت دارد تا آن را بخوانيم ؟ جواب آمده بود : « [ حديثِ ] خواندن سورهء حمد در اين دو ركعت ، [ بهتر بودن قرائتِ ] تسبيحات اربعه را نَسخ كرد . حديثِ ناسخ ، اين سخن عالم عليه السلام است : « هر نمازى كه قرائت [ حمد ] در آن نباشد ، ناقص است ، مگر براى بيمار يا كسى كه فراموشكار است و بيم آن دارد كه [ به دليل مشابهت ركعات ، ] اشتباه كند و نمازش باطل شود » . [ 690 / 22 ] سؤال كرده بود : در آبادى ما ، براى گلودرد و گرفتگى صدا ، رُبّ گردو درست مىكنند ، به اين گونه كه گردوى تازه را قبل از سفت شدن مىگيرند و خوب
هامش
( 1 ) . در نسخهء وسائل الشيعة و بحار الأنوار ، « لا يَجوزُ غَيرُ ذلكَ » آمده كه معنايش ، جواز شهادت بر مسئله مىشود و اين با فقه و نيز استدلال به اين كه شاهد براى وكيل نبوده كه با مردن و بركنارىاش ، شهادت از ميان برود و همچنين استشهاد به آيه كه ترغيب به شهادت دادن است ، سازگارتر مىنمايد . ( م )
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 207 | محمد الريشهري