تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
جاى داد . در پى او فاطمه آمد كه پيامبر صلى الله عليه و آله او را نيز در زير پوشش خود جاى داد و سرانجام على آمد و پيامبر صلى الله عليه و آله او را نيز در زير پوشش خود جاى داد و سپس فرمود :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »
. « 1 » 102 . المستدرك على الصحيحين - به نقل از عطاء بن يسار ، از امّ سلمه - : آيهء شريف : « جز اين نيست كه خدا اراده كرده تا هر گونه پليدى را از شما « اهل بيت » دور گرداند و شما را كاملًا پاك نمايد » در خانهء من نازل شد . آن گاه پيامبر صلى الله عليه و آله على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام را حاضر كرد و فرمود : « اينان ، اهل بيت من‌اند » . « 2 » 103 . تفسير الطبرى - به نقل از حكيم بن سعد - : نزد امّ سلمه از على بن ابى طالب نام برديم . امّ سلمه گفت : آيهء : « جز اين نيست كه خدا اراده كرده تا هر گونه پليدى را از شما « اهل بيت » دور گرداند و شما را كاملًا پاك نمايد » در بارهء او ( على عليه السلام ) نازل شده است . امّ سلمه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله به خانهء من آمد و فرمود : « به هيچ كس اجازهء دخول نده » . آن گاه فاطمه آمد و من نتوانستم مانع از رفتن او نزد پدرش شوم . به دنبال او حسن آمد و نتوانستم از رفتن او نزد جدّ و مادرش جلوگيرى كنم . سپس حسين آمد و جلوى او را نيز نتوانستم بگيرم . همهء آنها بر گليمى ، گِرد پيامبر صلى الله عليه و آله حلقه زدند و پيامبر خدا عبايى را كه بر دوش داشت ، بر آنها افكند و سپس فرمود : « اينان اهل بيت من‌اند . خدايا ! هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملًا پاكشان گردان » . پس هنگامى كه بر گليم حلقه زده بودند ، اين آيه نازل شد . امّ سلمه گفت : گفتم : اى پيامبر خدا ! من چه ؟ و به خدا سوگند ، پيامبر صلى الله عليه و آله نفرمود : آرى ؛ بلكه فرمود : « تو در راه درست هستى » . « 3 »
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم : ج 4 ص 1883 ح 2424 ، المستدرك على الصحيحين : ج 3 ص 159 ح 4707 ( با عبارت مشابه ) ، السنن الكبرى : ج 2 ص 212 ح 2858 ؛ الإقبال : ج 2 ص 350 ، الطرائف : ص 123 ح 187 ، بحار الأنوار : ج 21 ص 281 . ( 2 ) . المستدرك على الصحيحين : ج 3 ص 158 ح 4705 ، السنن الكبرى : ج 2 ص 214 ح 2861 ، المعجم الكبير : ج 23 ص 286 ، تاريخ دمشق : ج 14 ص 138 ح 3441 . ( 3 ) . تفسير الطبرىّ : ج 12 ص 8 ، تفسير ابن كثير : ج 6 ص 410 ، شواهد التنزيل : ج 2 ص 134 ح 765 ( همهء اين منابع با عبارت مشابه ) .