است و مؤمنان مىتوانند در كمالات معنوى و اخذ درمه به او متوسل شوند و از اين رو كاركرد نجاتبخشى ميتريه محدود به آخر الزمان نيست ؛ امّا در آخرالزمان او نجاتبخشى جمعى است ؛ زيرا حكومت جهانى را از آخرين شاه جهان پيش از خود تحويل مىگيرد و بر زمين حكومت مىكند . از محتواى متون مقدس چنين بر مىآيد كه اگر هر يك از شاهان ، و حتّى خود ميتريه ، به وظايف خود در برقرارى مساوات در جامعه درست عمل نكند ، دوباره در زندگى بشر انحطاط حاصل مىشود . البته در عصر وى صلح و امنيت برقرار است و در اين موارد او فقط ادامهدهندهء راه شاهان پيشين است و اصل نجاتبخشى جمعىاش مربوط به نجاتبخشى معنوى و رساندن مردم به نيروانه است .
مَيتْريه به لحاظ كاركرد اجتماعى مىتوانست بدون اين كه حكومت جهانى را از سلطان پيشين تحويل بگيرد ، به كار خود مشغول باشد و مردم را به نيروانه هدايت كند ؛ ولى اين كه حكومت را تحويل مىگيرد نشاندهندهء آن است كه او نسبت به جامعه دغدغهمند است و براى آن برنامه دارد . اگر او سلطنت را بدون جنگ به دست مىآورد ، دليل آن نيست كه او نجاتبخش اجتماعى نيست ؛ بلكه رشد اخلاقى و فضايل انسانها باعث مىشود كه او بتواند بدون خونريزى به حكومت برسد ؛ ولى هنوز مردم احساس مىكنند آرمانشهرى كه براى خود ساختهاند ، به دست وى تحقّق پيدا مىكند .
موعود بودايى به لحاظ فراگيرى رسالت ، به هيچ روى منطقهمحور يا قوممدار نيست ؛ بلكه رسالت او جهانگستر است ، و هر كه بخواهد به نيروانه برسد ، ميتريه او را يارى مىكند . البته از برخى تعبيرها بر مىآيد كه وى رهبرى شريعتمدار است ؛ يعنى شخص خود بايد بخواهد كه به درمه عمل كند تا ميتريه رسيدن او را به نيروانه تسهيل نمايد . اگرچه انسانها به حدى از رشد اخلاقى رسيدهاند كه همه طالب كمالاند ، به هر حال اختيار از آنها سلب نشده است و در نهايت ، خود راه درمه را
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: محمد الريشهري
ص١٣٠