و به عبارت ديگر تناسخ بود .
بودا پاسخ را در چهار حقيقت ، كه هستهء اصلى تعاليم او را تشكيل مىدهد ، توضيح داد و وصول به مرحلهء عالى عرفانى به نام نيروانه را پايان سَمْساره و رهايى از چرخهء تناسخ دانست . بنا بر ديدگاه بودا زندگى پاينده نيست ، بىذات است و رنج ويژگى جدايىناپذير آن است . تنها با خروج از سَمْساره مىتوان از آن رهايى يافت و پايان چرخه همان تحقّق « نيروانه » است .
پس از بودا فرقههاى مختلفى در مكتب بودا به وجود آمد كه يكى از آنها « مَهايانه » است كه در آن روشنشدگى بسيار مهم است ؛ زيرا هم رهايى از پندار و وهم است ، و هم جستجوى بودا شدن ؛ امّا اين راه نه فقط براى چند رهرو فرزانه ، بلكه براى تمام موجودات ممكن است . همين نكتهء اساسى در انديشهء بوداسفى است كه بر پايهء آن شخصيّتهايى مانند بوداى مهايانه وجود دارند . اين افراد از روى مهر به انسانها از رفتن به نيروانهء كامل منصرف شدهاند و در حالتى نامريى به هدايت استغاثهكنندگان خود مىپردازند . موعود اين آيين نيز يك بوداسف است كه روزى به جهان خواهد آمد و آيين بودا را كه رو به زوال نهاده است احيا خواهد كرد .
در حالى كه در مَهايانه هزاران بوداسف وجود دارد كه مَيتْريه ، موعود بودايى ، نيز يكى از آنهاست ، در فرقهء « هينه يانه » ( از اقليتهاى بودايى ) تنها يك بوداسف وجود دارد و آن هم مَيتْريه است . « 1 » با مطالعهء مجموعه متون بودايى و ديدن مناطق جغرافيايى كشورهاى بودايى ( هند ، چين ، ژاپن ، تايلند ، كره و . . . ) مىتوان چنين جمعبندى كرد كه اصل وجود يك موعود در آيين بودا ثابت است و از كهنترين منابع و متون مقدّس تا منابع متأخر از او نام بردهاند و مشخّصاتى برايش برشمردهاند .
هامش
( 1 ) . راه بودا ، سوزوكى : ص 173 .