از كتاب عظيم خود در رجال ، نگاشته است . كتاب ، داراى نسخههاى خطّى متعدّدى است كه برخى از آنها در زمان نويسنده نگارش يافته است . از آن جمله ، نسخهاى است كه شاگرد علّامه ، سراج الدين حسن بن بهاء الدين محمد بن ابى المجد سرابشنوى كتابت كرده و آن را بر استاد ، قرائت كرده است . علّامه نيز انهاء و اجازهاى به تاريخ 715 ق ، در پايان قسم اوّل و پايان كتاب براى نگارندهء نسخه نوشته است . اين نسخه در كتابخانهء سيّد حسن صدر در كاظمين ، موجود است . « 1 » اقدامات متعدّدى دربارهء خلاصة الأقوال توسّط عالمان پس از علّامه صورت گرفته كه نشانگر توجّه و اهتمام ايشان به اين كتاب و رواج و تداول آن در محافل علمى است . اين اقدامات ، در قالب تلخيص ، مرتّب كردن ( احتمالًا ترتيب الفبايى بر اساس حروف دوم و سوم نامها ) ، استدراك ، به نظم كشيدن و ترجمهء آن به چشم مىخورد .
حواشى متعدّدى نيز توسّط عالمان پس از علّامهء حلّى بر كتاب خلاصة الأقوال زده شده است . اين حواشى كه جملگى در الذريعة معرّفى شده ، عبارتاند از :
1 . حاشيهء بهاءالدين على بن غياث الدين عبد الكريم بن عبد الحميد نيلى نجفى ، صاحب رجال النيلى ؛
2 . حاشيهء شهيد ثانى ؛
3 . حاشيهء سيّد ماجد بن هاشم بحرانى ؛
4 . حاشيهء شيخ سليمان بن عبد اللَّه ماحوزى ؛
5 . حاشيهء ابو جعفر محمّد بن حسن بن زين الدين شهيد ، معروف به شيخ محمّد سبط ؛
6 . حاشيهء شيخ بهاء الدين محمّد بن حسين عاملى ؛
هامش
( 1 ) . الذريعة ، ج 7 ، ص 214 ( ش 1040 ) .