فى هذا الفن و انّما اعتمادنا الآن فى ذلك عليه . « 1 » كتاب ابن داوود در علم رجال ، ما را از تمام آنچه در اين فن نگاشته شده ، بىنياز مىكند و تكيهء ما اكنون در علم رجال ، به اين كتاب است .
شهيد ثانى ، در اجازهء خود به شيخ عبد الصمد ، كتاب را به بىسابقه بودن شيوهء نگارش آن ، ستوده است . « 2 » برخى ديگر از رجالپژوهان ، به رغم نكات مثبتى كه الرجال ابن داوود از آن برخوردار است ، بر آن طعن زدهاند . از جمله ، ملّا عبد اللَّه شوشترى ، در شرح خود بر التهذيب ، كتاب ابن داوود را به سبب خطاهاى بسيار در نقل از پيشينيان و در تمييز رجال ، شايسته اعتماد ندانسته است . « 3 » نيز مير مصطفى تفرشى ( شاگرد شوشترى ) ، پس از ستايش از ابن داوود ، دربارهء كتابش گفته :
له فى علم الرجال كتاب معروف حسن الترتيب ، إلّاأنّ فيه أغلاطاً كثيرة غفر اللَّه له . « 4 » شيخ حرّ عاملى بر آن است كه منظور از اغلاط فراوان در تعبير تفرشى ، اشكالها و تعريضهاى ابن داوود به علّامهء حلّى و مانند آن است ؛ « 5 » امّا رجاليان ديگر برآناند كه منظور از اغلاط ، خطاهايى است كه در نقل اقوال ، رُخ داده و مثلًا مىگويد :
« جش » ، در حالى كه مطلب مورد نظر در « كش » آمده و بر عكس ، يا مطلبى را به « جخ » نسبت مىدهد و در آن ، يافت نمىشود ، يا از سخنان پيشينيان مدح يا وثاقت استنباط مىكند ، در حالى كه بيانگر چنين امرى نيستند . « 6 » نويسندهء منتهى المقال ، پس از بيان مطلب ياد شده ، در توجيه آن مىنويسد :
هامش
( 1 ) . وصول الأخيار الى أصول الأخبار ، ص 117 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 108 ، ص 153 .
( 3 ) . خاتمة المستدرك ، ج 2 ، ص 325 .
( 4 ) . نقد الرجال ، ج 2 ، ص 43 . نيز ، ر . ك : جامع الروات ، ج 1 ، ص 210 ؛ سماء المقال ، ج 1 ، ص 280 .
( 5 ) . أمل الآمل ، ج 2 ، ص 73 .
( 6 ) . منتهى المقال ، ج 2 ، ص 418 . نيز ر . ك : رياض العلماء ، ج 1 ، ص 257 .