دربارهء اين كه چه كسى نخستين بار اين تقسيمبندى را سامان داد ، اتّفاق نظر وجود ندارد . برخى حديثپژوهان بر آناند كه ابتكار اين اصطلاحات ، از آنِ علّامهء حلّى ( م 726 ق ) است . « 1 » برخى نيز اين چرخش ديدگاه نسبت به حديث را به احمد بن طاووس ( م 673 ق ) نسبت دادهاند . « 2 » به هر روى ، علامهء حلّى ، در كتابهاى فقهى خود ، بر اساس ردهبندى نوين عمل كرده است . وى در مقدّمهء هشتم از مقدّمات كتاب فقهى خود ، منتهى المطلب فى تحقيق المذهب ، به بيان مراد از اقسام حديث پرداخته است . عبارت او ، چنين است :
قديأتى فى بعض الأخبار ، أنّه فى الصحيح و نعنى به ما كان رواته ثقاةً عدولًا . وفى بعضها فى الحسن ، و نريد به ما كان بعض رواته قد أثنى عليه الأصحاب و إن لم يصرّحوا بلفظ التوثيق له . وفى بعضها فى الموثّق ونعنى به : ما كان بعض رواته من غير الإماميّة كالفطحيّة والواقفيّة وغيرهم ، إلّاأنّ الأصحاب شهدوا بالتوثيق له . « 3 » ما [ در اين كتاب ] دربارهء برخى احاديث ، تعبير « صحيح » را به كار مىبريم و منظورمان حديثى است كه راويان آن ، ثقهء عادل باشند . دربارهء برخى ديگر ، اصطلاح « حَسَن » را به كار مىبريم و مراد ، حديثى است كه برخى از راويان آن ، مورد ستايش اصحاباند ، هرچند به توثيق ايشان ، تصريح نكرده باشند . دربارهء برخى احاديث ، تعبير موثّق به كار خواهيم بُرد و آن ، حديثى است كه برخى از راويان آن ، غير امامى و مثلًا فَطحى يا واقفى هستند ؛ امّا اصحاب به وثاقت ايشان گواهى دادهاند .
در منابع كتابشناسى از دو كتاب حديثى علّامهء حلّى ياد شده كه در آن ،
هامش
( 1 ) . مشرق الشمسين ، ص 31 ؛ الوافى ، ج 1 ، ص 22 ؛ قاموس الرجال ، ج 1 ، ص 39 . محقّق شوشترى بر آن است كهعلّامه ، اين شيوه را از استاد رجال خود احمد بن طاووس گرفته است . سيّد حسين مدرّسى نيز ، گروهبندى احاديث را در اصل از ابن طاووس دانسته كه به وسيلهء علّامهء حلّى ، تحكيم شده و رواج يافته است . ( ر . ك : مقدّمهاى بر فقه شيعه ، ص 53 ) .
( 2 ) . منتقى الجمان ، ج 1 ، ص 14 ؛ أعيان الشيعة ، ج 3 ، ص 190 .
( 3 ) . منتهى المطلب فى تحقيق المذهب ، ج 1 ، ص 9 - 10 .