تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
در فصل بعد ، اختلافات مذاهب در اصول اعتقادى ( مانند : توحيد ، عدل و جبر و اختيار ) آمده است . در فصل بعد ، گزارش ديدگاه فرقهء مشبّهه و مجسّمه ( از فرق اهل سنّت ) آمده است . در فصول ياد شده ، به كتاب الملل والنحل شهرستانى استناد شده است . در فصل بعد ، اختلاف مذاهب اسلامى در فروع دين ، گزارش شده است . در دو فصل بعد نيز توصيفى اجمالى از اعتقادات كلامى و مبانى فقهى فرقهء اماميه و مذاهب اهل سنّت آمده و آخرين فصل اين باب ، به ذكر برخى از احاديثى كه اهل سنّت دربارهء انحصار امامت در دوازده نفر از قريش ايراد كرده‌اند ، اختصاص يافته است . باب بعدى كتاب ، در بيان آيات و اخبارى است كه اهل سنّت دربارهء امامت و فضايل امير مؤمنان آورده‌اند . باب بعدى ، دربارهء مثالب صحابيان در كلام اهل سنّت است كه در چند فصل ، سامان يافته است . در يك فصل ، مطالبى دربارهء نسب خلفاى سه‌گانه ، معاويه ، يزيد بن معاويه ، عمر سعد ، طلحه و زبير نقل شده و در يك فصل ، آنچه اهل سنّت دربارهء فرار پيشوايان خود از جنگ آورده‌اند ، آمده كه در آن ، قصيده‌اى نيز از ابن ابى الحديد ، نقل و شرح شده است . عناوين فصول بعد عبارت‌اند از : برخى مثالب عايشه كه اهل سنّت روايت كرده‌اند ، اقرار اهل سنّت به اباحهء متعه ، اقرار اهل سنّت به مخالفت با شريعت ، نمونه‌هايى از مخالفت‌ها ، و علّت مخالفت قوم با حق . پايان‌بخش كتاب ، تتمّه‌اى است در اذعان برخى از بزرگان اهل سنّت به احَق بودن حضرت امير عليه السلام . شيوهء كتاب ، كاملًا جدلى و احتجاجى است . از همين رو ، نويسنده در نقل احاديث و گزارش‌هاى تاريخى به اين نكته پايبند است كه احاديثى كه تنها يك فرقه در تأييد ديدگاه خود در مسئلهء امامت دارند ، نقل نكند ؛ بلكه احاديثى را كه اجماعى هر دو فرقه و لازم الإتّباع است ، نقل كند . او در اين باره نوشته است : لابدّ من النظر الصحيح المؤدّى إلى الحقّ الصريح وذلك يقتضى عدم