اهل سنّت را با واسطهء كتب علّامه ، نقل كرده و البته به واسطه ، اشاره ننموده است . اين نكته ، نشانگر آن است كه كتاب ، به طور قطع ، پس از علّامهء حلّى نگاشته شده و نمىتواند از ابن طاووس باشد .
همانندىهاى « إلزام النواصب » با ، « نهج الحق » و « منهاج الكرامة »
اينك برخى از همانندىهاى ميان إلزام النواصب و دو اثر مهم علّامهء حلّى ذكر مىشود .
در إلزام النواصب ( ص 199 و 200 ) ، سه روايت در مثالب عايشه ، به نقل از حُميدى در الجمع بين الصحيحين آمده كه هر سه روايت در نهج الحق و كشف الصدق ( ص 371 - 372 ) آمده است . در انتهاى اين باب ، در كتاب إلزام النواصب ( ص 204 ) دربارهء همارج نبودن عايشه با خديجه گفته است :
و لقد أنكر الحافظ من علماء السنّة فى كتاب الإنصاف غاية الإنكار على من يساوى عائشة بخديجة .
اين عبارت ، عيناً در نهج الحق ( ص 370 ) آمده با اين فرق كه به جاى « حافظ » ، « جاحظ » آمده كه درست نيز هست .
در فصل بعد كه دربارهء اقرار اهل سنّت به مباح بودن متعه در زمان رسول اكرم است ، همهء روايات موجود ، در نهج الحق ( ص 282 - 283 ) آمده است .
در فصل بعد كه درباره اقرار اهل سنّت عليه خود در باب مخالفت با شرع از روى عناد با شيعه است ، در الزام النواصب ( ص 210 ) مىخوانيم :
قال ( نسخه بدل : ذكر ) الغزالى و المتولى و كانا إمامين للشافعيّة - : انّ تسطيح القبور . . . و ذكر ( نسخه بدل : قال ) الزمخشرى صاحب الكشّاف - و هو من أئمّة الحنفيّة - فى تفسير قوله تعالى :
« هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ . . . »
وقال مصنّف الهداية من الحنفيّة : « انّ المشروع التختم باليمين . . . » .
اين مطالب ، در منهاج الكرامة ( ص 68 ) به اين شكل آمده : « انّ الإماميّة لم يذهبوا