و گزارشهاى تاريخى ، غالباً به اين شكل عمل مىكند كه نخست ، منبع يا منابع خود ( منابع اصل نه واسطه ) را ذكر مىكند و سپس ، مطلب مورد نظر را نقل مىنمايد .
مثلًا در فصل سوم از باب پنجم كه به معجزات امام على عليه السلام اختصاص يافته ، ابتدا چند كتاب ( مانند : الدلائل عبد اللَّه بن جعفر حميرى ، الخرائج راوندى و بصائر الدرجات ) را كه در آنها معجزات آن حضرت آمده معرّفى مىكند و سپس ، قبل از پرداختن به موارد متعدّدى از معجزات آن حضرت مىگويد كه اين بخش را از الخرائج و الجرائح ، به اختصار نقل كرده است . « 1 » او در مواردى نيز بدون ذكر منبع ، مطالب مورد نظر را ذكر مىكند . « 2 » وى ، در باب شانزدهم كتاب ، به خردهگيرى بر احكام و فتاوى ائمّهء چهارگانهء اهل سنّت پرداخته كه اين امر ، در نهج الحق علّامهء حلّى نيز سابقه دارد . در فصلى از همين باب ، دربارهء برخى از محدّثان اهل تسنّن ( از جمله بخارى و الصحيح او ) سخن گفته است . از نظر بياضى ، بخارى از ذكر برخى از احاديث در فضايل اهل بيت عليهم السلام كه در ديگر منابع اهل سنّت آمده ( مانند : احاديث غدير ، طير ، نزول آيهء تطهير در شأن اهل بيت عليهم السلام ، سد ابواب ، و ابتداى حديث رايت ) ، خوددارى ورزيده است . « 3 » نيز در فصلى از همين باب ، به بحث دربارهء مطاعن راويان اهل سنّت و از آن جمله ، خلفاى سهگانه ، عايشه ، ابن عمر ، مقاتل ، ابن سيرين ، سفيان ثورى ، زهرى ، سعيد بن مسيّب ، خالد واسطى ، منصور بن معتمر ، سعيد بن جُبَير ، « 4 » حسن بصرى ، مسروق بن جذع ، مرّه ، ابو موسى اشعرى ، مغيرة بن شعبه ، ابوهريره ، كعب الأحبار ،
هامش
( 1 ) . الصراط المستقيم ، ج 1 ، ص 105 . نيز ، ر . ك : ج 1 ، ص 152 ، 154 ، 155 ، 167 ، 202 ، 207 ، 219 ، 223 ، 224 ، 246 و 279 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 177 به بعد و ج 3 ، ص 54 و 253 به بعد .
( 3 ) . همان ، ج 3 ، ص 226 به بعد .
( 4 ) . دربارهء سعيد بن جبير گفته : « كان على عطاء الخيل فى زمرة [ زمن ] الحجاج وتخلّف عن الحسين » ( همان ، ج 3 ، ص 247 ) .