تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
از جمله آيات قرآن كه در ردّ عقيدهء وهّابيان مبنى بر شرك بودن توسّل به اوليا و امامان عليهم السلام صراحت دارد ، آيات مربوط به پسران خطاكار حضرت يعقوب عليه السلام است ، آن جا كه مىفرمايد :
قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ .
« 1 » [ برادران يوسف ] گفتند : اى پدر ! براى گناهان ما آمرزش بخواه كه ما خطاكار بوديم . گفت : به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مىخواهم ، كه او همانا آمرزندهء مهربان است . برادران يوسف ، بعد از پشيمانى از كردار بد خود ، به پدرشان متوسّل شدند و او را وسيلهء آمرزش به درگاه خدا قرار دادند . يعقوب عليه السلام نيز در پاسخ آنان نفرمود : « شما خطاى ديگرى مرتكب شديد و با توسّل به من و طلب شفاعت از من ، مشرك شديد ، برويد و خودتان از خدا آمرزش بخواهيد » ؛ بلكه خواستهء آنان را پذيرفت و با تصريح به آمرزنده و مهربان بودن خدا ، اميد به قبول شفاعت را نيز در آنان ايجاد كرد . « 2 » همچنين ، روايت شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر سرِ چاهى كه كشتگان بدر را در آن افكنده بودند ، آمد و خطاب به آنان ، آيهء
« أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا ؟ »
« 3 » را تلاوت كرد . كسى به ايشان گفت : آيا مردگان را مىخوانى ؟ فرمود : « تو از آنان ، شنواتر نيستى ، ولى پاسخ نمىدهند » . « 4 » عمر بن خطّاب نيز مىگويد : رسول خدا فرمود : « وقتى آدم ، آن خطا را مرتكب شد ، گفت : " يا رب أسألك بحقّ محمّد لمّا غفرت لى " . . . » . « 5 »
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 97 - 98 . ( 2 ) . رك : المصباح المنير ، ص 30 . ( 3 ) . اعراف ، آيهء 44 . ( 4 ) . صحيح البخارى ، ج 4 ، ص 1461 ، ح 3757 . ( 5 ) . دلائل النبوة ، للبيهقى ، ج 5 ، ص 489 .