سپس ناصرالدين شاه قاجار ، مورد حمايت بودند . « 1 »
2 و 3 . اخباريگرى و اصوليگرى
علاوه بر صوفيگرى ، دو جريان فرهنگى عمدهء اخباريگرى و اصوليگرى نيز در قرنهاى دوازدهم و سيزدهم با يكديگر در ستيز و رويارويى شديد بودند كه به اختصار به آنها مىپردازيم .
برخى از محقّقان ، آغاز پيدايش اخباريگرى را در قرن يازدهم هجرى مىدانند و حساب اخباريان را از محدّثان متقدّم ، جدا مىكنند و مىگويند كه آنان ، مكتبى با اصول مشخّص نداشتند و چنين سرسخت با اجتهاد ، مخالفت نكردند . « 2 »
عدّهاى نيز اخباريگرى را به سه مرحله تقسيم مىكنند :
مرحلهء اوّل : اخباريهء متقدّم
اين مرحله ، شامل محدّثان دورهء متقدّم است ، با اين توضيح كه قدماى اخباريان كه اصحاب حديث و اهل اخبار ناميده مىشدند ، هم در اهل سنّت و هم در شيعه وجود داشتند و در كتب رجال به احوال برخى از آنان اشاره شده است . براى مثال ، در مورد احمد بن محمّد بن خالد برقى آمده است :
إنّه كان ثقة فى نفسه غير أنّه أكثر الرواية عن الضعفاء و اعتمد المراسيل ، و كان لا يبالى عمّن أخذ على طريقة أهل الأخبار .
و در مورد محمّد بن زكريا آمده است :
إنّه وجهاً من وجوه أصحابنا بالبصرة و كان أخبارياً واسع العلم . . . . « 3 »
شيخ مفيد نيز در وصف آنان مىگويد :
هامش
( 1 ) . موضع تشيّع در برابر تصوّف ، ص 380 .
( 2 ) . ده گفتار ، ص 103 .
( 3 ) . مصادر الإستنباط بين الأصوليين و الاخباريين ، ص 51 - 52 .