تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
در ايران نيز زايل گرديد و تا سال 1190 يا 1194 ق ، از دراويش و طريقهء آنان ، اسم و رسمى باقى نماند . در اين زمان ، شاه عليرضا دكنى ( دوازدهمين قطب بعد از شاه نعمة اللَّه ولى ) دو نفر از دست‌پروردگان خود را براى احياى رسوم صوفيه از هند به ايران فرستاد و آنان با به راه انداختن جنب و جوش در شهرهاى ايران ، تصوّف را حيات دوباره‌اى بخشيدند . « 1 » اكثر فقهاى اين دوره نيز مانند اواخر دوران صفوى ، در مخالفت با صوفيگرى ، هم‌داستان بودند . بخصوص فقيه مبارز اين عصر ، آقا محمّد على كرمانشاهى ( م 1216 ق ) كه پس از پدرش وحيد بهبهانى ، مرجع بزرگ و صاحب نفوذ ايران بود . وى كتاب خيراتيه را در ابطال طريقهء صوفيه نوشت و باعث شد تا تعدادى از سران صوفيه تبعيد شوند و معصومعلى شاه ، اعدام شود . « 2 » از ديگر فقهاى بزرگ اين دوره ، ميرزاى قمى ( م 1231 ق ) و هم‌عصر فتحعلى شاه قاجار است كه او نيز در مبارزه با صوفيه ، شدّت بسيار به خرج داد و سران صوفيه را با تير طعن و لعن خود ، مورد اصابت قرار داد . از جمله تأليفات او در اين زمينه ، جامع الشتات فى أجوبة السؤلات است كه بخشى از آن ، رد صوفيه و طعن به برخى از مشايخ آنان ( مانند : بايزيد ، ملّاى رومى ، محيى الدين و . . . ) است . « 3 » وى رسالهء الردّ على الصوفية و الغلاة را نيز به رشتهء تحرير درآورد . تهديد و فشار نسبت به صوفيه ، در اين دوره به اوج خود رسيد ؛ امّا با روى كار آمدن محمّد شاه قاجار ( 1250 ق ) و صدارت ميرزا آقاسى ، در حكومت او دوباره اوضاع دگرگون شد و صوفيان ، مورد توجّه ويژه قرار گرفتند و در دورهء محمّد شاه و
هامش
( 1 ) . موضع تشيع در برابر تصوف ، ص 376 - 377 ؛ از كوى صوفيان تا حضور عارفان ، ص 367 . ( 2 ) . وحيد بهبهانى ، 312 - 313 . ( 3 ) . الذريعة ، ج 5 ، ص 59 ( ش 221 ) .
تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 30 | حسين صفره