268 - در چه صورتى تقييد و مقيّد كردن مطلق بر هر دو مسلك مشهور و غير مشهور مستلزم مجازيّت مىشود ؟
( نعم لو اريد . . . بمتّصل او منفصل ) ج : مىفرمايد : در صورتى است كه از لفظ مطلق مثلا « رجل » در « جئنى برجل » معناى مقيّد مثلا « رجل عالم » اراده شود و قيد « عالم » كه چه به نحو متصل و يا منفصل بوده ، كاشف از مراد متكلّم باشد كه متكلّم از اوّل ارادهء « رجل عالم » را داشته است . آنوقت ، بنا بر هر دو مبنا ، تقييد مطلق موجب تجوز در مطلق خواهد شد . « 1 »
هامش
( 1 ) - يعنى متكلّم چه بگويد : « اكرم رجلا عالما » به نحوهء تقييد متّصل و يا اوّل بگويد : « اكرم رجلا » و سپس به نحو منفصل آن را مقيّد كرده و بگويد : « اكرم رجلا عالما » در هر دو صورت اگر تقييد « رجل عالم » را از لفظ « رجل » استفاده كرد و قيد « عالما » كاشف از مراد متكلّم باشد نه آنكه دلالت از باب تعدّد دالّ و مدلول باشد در اين صورت ، تقييد مطلق بر هر دو مبنا موجب مجازيت در مطلق خواهد شد .
زيرا موضوع له مطلق عبارت از طبيعت به قيد ارسال بود ولى در اينجا طبيعت به قيد ايمان است . و بنا بر نظر ما نيز موجب مجازيّت مىشود . زيرا موضوع له « رجل » عبارت از طبيعت يا حصهء از طبيعت بود و حال آنكه « رجل » در اينجا به معناى طبيعت مقيّده به قيد ايمان مىباشد .