تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
جنس « 1 » و نيز بر نكره به معناى دوّمش ، « 2 » چنان كه معناى لغوى مطلق نيز چنين بوده و بعيد نيست كه اطلاق در نظر اصوليّون عبارت از همان معنا و مفهوم لغوىاش بوده و اصطلاح خاصّى بر خلاف لغت ندارند . « 3 »

266 - با توجه به مسلك مشهور در معناى مطلق و اصطلاح خاصّشان ، آيا اطلاق مطلق بر اسم جنس و نكره به معناى دوّمش مىشود و نظر مصنّف در نسبت داده شده به مشهور در باب مطلق چيست ؟

( نعم لو صحّ . . . فى صدق النّسبة ) ج : مىفرمايد : اگر نسبتى را كه به مشهور داده شده است مبنى بر اينكه مطلق در نزد ايشان عبارت از طبيعت مقيّد به قيد ارسال و شمول بدلى ( طبيعت به شرط شىء ) بوده ، آن‌وقت صدق اطلاق بر كلمه‌اى كه ارادهء جنس يا حصّه از آن شده صحيح نمىباشد . « 4 »
هامش
( 1 ) - مصنّف ذكرى از علم جنس و مفرد با الف و لام به ميان نياورد ، زيرا گفته شد ؛ اين دو همانند اسم جنس مىباشند . و موضوع له اين‌ها چون طبيعت با قطع از نظر از هر خصوصيّتى بوده ، قابل صدق بر كثيرين بوده و شايع در جنس آن لفظ مىباشد . ( 2 ) - گفته شد ؛ معناى سوّم نكره يعنى نكره در سياق جملهء خبريهء ايجابى ، فرد معيّن و مشخّص بوده و شيوع در جنس نداشته و از موضوع بحث خارج بوده و به معناى دوّمش يعنى حصّهء از طبيعت ، معناى كلّى بوده كه قال صدق بر كثيرين و شايع در جنس آن لفظ خواهد بود . ( 3 ) - چنان كه معنايش در لغت عبارت از آزاد ، رها و بدون قيد مىباشد . ( 4 ) - زيرا اسم جنس ، علم جنس و مفرد با الف و لام دلالت بر صرف طبيعت داشته و نه طبيعت به شرط شىء يعنى به قيد ارسال و شمول بدلى . بنابراين ، اطلاق مطلق بر اين سه قسم به نظر مشهور نمىشود چون قيد ارسال را ندارند . بر نكره نيز اطلاق مطلق به نظر مشهور نمىشود زيرا نكره اگرچه عبارت از حصّهء با قيد وحدت بوده و نكره داراى قيد و شرط شىء مىباشد ولى قيدش ، قيد ارسال نيست بلكه قيد وحدت مىباشد . به بيان ديگر ، موضوع له اسم جنس ، علم جنس و مفرد معرفه به الف و لام ، طبيعت لا به شرط مقسمى بوده ولى در نظر مشهور طبيعت به شرط شىء بوده و موضوع له نكره ، عبارت از طبيعت به شرط وحدت بوده ولى در نظر مشهور طبيعت به شرط ارسال مىباشد .