ولى سخن در درست بودن چنين نسبتى به مشهور است . « 1 »
267 - فرق ديگر مطلق در نظر مشهور بنا بر صحيح بودن نسبت داده شده به آنان با مطلق در نظر ما يعنى غير مشهور چيست ؟
( و لا يخفى انّ المطلق . . . بذلك المعنى ) ج : مىفرمايد : مطلق به معناى مشهور قابليّت براى تقييد به نحو حقيقت را ندارد . يعنى تقييد مطلق ، مستلزم استعمال مجازى لفظ مطلق و تصرّف در معنا و موضوع له آن مىشود . چرا كه خصوصيت قيد ارسال و شيوع كه در موضوع له مطلق اخذ شده ، مخالف با تقييد و در مقابل آن مىباشد . « 2 » بر خلاف مطلق به دو معناى غير مشهور يعنى به معناى طبيعت و جنس يا حصّهاى از طبيعت كه قابليّت تقييد به نحو حقيقى را داشته و تقييد مطلق ، مستلزم مجازيت در مطلق نخواهد بود . زيرا با تقييد مطلق ، معناى مطلق باقى بوده و زائل نمىشود و مىتوان معناى مطلق را از لفظ مطلق و قيدش را از قرينهء حاليه يا مقاليّه استفاده كرد . « 3 » آرى اگر از مطلق به معناى مشهور ، ارادهء ذات بدون قيد ارسال و شيوع شود قابل تقييد بوده ولى چنان كه گفته شد ؛ اين ، مستلزم استعمال مجازى مطلق خواهد بود .
هامش
( 1 ) - زيرا خود مشهور تصريح كردهاند كه الفاظ يادشده از الفاظ مطلق مىباشند و حال آنكه بنا بر نسبت داده شده به آنها نبايد اين الفاظ از الفاظ مطلق باشند . پس روشن مىشود ؛ چنين نسبتى به مشهور صحيح نمىباشد .
( 2 ) - زيرا وقتى گفته شود : « اعتق رقبة مؤمنة » لفظ « رقبة » كه مطلق بوده و موضوع له آن عبارت از « طبيعت به قيد ارسال و مقيّد نبودن » مىباشد در غير موضوعلهاش كه مقيّد بوده استعمال شده و استعمال در غير موضوع له نيز استعمال مجازى مىباشد .
( 3 ) - زيرا وقتى گفته شود : « اعتق رقبة مؤمنة » با وجود مقيّد كردن لفظ « رقبه » كه مطلق بوده باز هم معناى مطلق وجود دارد . زيرا معناى مطلق يعنى « طبيعت » از خود لفظ « رقبه » استفاده شده و معناى قيد ايمان با كلمهء ديگر يعنى قرينهء مقاليّه كه « مؤمنه » بوده فهميده مىشود . يعنى از باب تعدّد دالّ و مدلول .