البته اگرچه گفته شده است كه الف و لام براى اشاره به معنا مىباشد ولى با دلالت معرفهء به الف و لام بر معنا به واسطهء خصوصيّات يادشده كه با قرائن حاصل مىشد ، ديگر نيازى به اشاره داشتن الف و لام به معنا نبوده بلكه اشارهاش به معنا مخلّ به مقصود بوده كه اخلال داشتن آن نيز گذشت . « 1 »
259 - اگر الف و لام مفيد تعيّن مثلا تعيّن استغراق براى جمع نباشد و صرفا براى زينت بوده پس چرا مشهور مىگويد ؛ جمع محلّاى به الف و لام مفيد عموم و استغراق جميع افراد است ؟
( و امّا دلالة الجمع . . . كما لا يخفى ) ج : مىفرمايد : اينكه گفته شده است ؛ جمع محلّاى به الف و لام دلالت بر عموم دارد ؛ آنكه مدخول الف و لام يعنى خود جمع دلالت بر عموم ندارد « 2 » بايد در جواب گفت : اين حرف كه جمع معرّف به الف و لام دلالت بر عموم دارد معنايش اين نيست كه دلالت بر استغراق و تعيّن استغراق در اين جمع به واسطهء الف و لام باشد به دليل اينكه تعيّن داشتن جمع به واسطهء الف و لام آن است كه شامل مرتبهء استغراق براى جميع افراد شود . دليل اينكه چنين تعيّنى از جانب الف و لام نبوده ، آن است كه مرتبهء ديگر جمع نيز كه اقلّ مراتب
هامش
و صرفا براى زينت مىباشد . چنان كه الف و لام « الحسن ، الحسين ، العباس » و غيره نيز براى زينت مىباشد . چرا كه علمهاى جنس خودشان معرفه هستند .
( 1 ) - يعنى اشاره داشتن الف و لام به معنا نيز ذهنى بوده كه موجب ذهنى شدن معنا و كلّى عقلى شدنش مىشود كه اشكالاتش گذشت . پس نقشى براى الف و لام در تعيين خصوصيّات يادشده نمىباشد وقتى افادهء خصوصيّات از قرائن خارجيه باشد و تنها نقش الف و لام ، ذهنى كردن معنا بوده كه نه تنها فايدهاى ندارد بلكه مخلّ به حمل بوده و مستلزم اشكالات سهگانهاى است كه توضيحش در چند پاورقى گذشته و در علم جنس گذشت .
( 2 ) - يعنى در « اكرم العلماء » كلمهء « علماء » دلالت بر جمع دارد ولى دلالت بر استغراق همهء افراد ندارد بلكه استغراقش به واسطهء الف و لام مىباشد . اين سؤال و بيان از صاحب فصول در « الفصول الغرويّة / 169 ، التّنبيه الاوّل » مىباشد .