( خاصّ قبل از رسيدن عمل به عامّ وارد شود ) و مخصّص و منسوخ در دوّم ( عامّ پيش از رسيدن وقت عمل به خاصّ وارد شود ) ، مگر آنكه همانا اظهر ، بودنش ( خاصّ ) مخصّص است و اگرچه مىباشد ظهور عامّ در عموم افرادى قوىتر از ظهور خاصّ در خصوص ، به دليل آنچه كه اشاره شد به آن از متعارف بودن تخصيص و شيوع داشتن آن ( تخصيص ) و كم بودن نسخ جدّا در احكام .
نكات دستورى و توضيح واژگان
فصل : يعنى « هذا فصل » .
انّ الخاصّ و العامّ المتخالفين : كلمهء « المتخالفين » صفت براى « العامّ و الخاصّ » كه اسم براى « انّ » بوده و خبرش ، جملهء « يختلف الخ » و « انّ » با اسم خبرش تأويل به مصدر رفته و فاعل براى « لا يخفى » مىباشد .
يختلف حالهما ناسخا الخ : ضمير در « حالهما » به عامّ و خاصّ برگشته و كلمهء « ناسخا » و « مخصّصا » و « منسوخا » حال مىباشند .
و ذلك : مشاراليه « ذلك » گاهى ناسخ يا مخصّص و يا منسوخ بودن خاصّ مىباشد .
ان كان مقارنا : ضمير در « كان » به خاصّ برمىگردد .
واردا بعده : ضمير در « بعده » به عامّ برمىگردد .
وقت العمل به : ضمير در « به » به عامّ برمىگردد .
عن كونه . . . و بيانا له : ضمير در « كونه » به خاصّ و در « له » به عامّ برمىگردد .
و ان كان بعد حضوره كان الخ : ضمير در هر دو « كان » به خاصّ و در « حضوره » به وقت