تخصيص زد و شكّى در آن نيست به دو دليل .
215 - دليل اوّل براى جواز تخصيص عمومات قرآنى با خبر واحد چيست ؟
( لما هو . . .
من الائمّة عليهم السّلام ) ج : مىفرمايد : دليل اوّل عبارت از سيرهء عملى اصحاب در عمل به اخبار آحاد در مقابل عمومات قرآنى بوده « 1 » كه اين سيره تا زمان ائمه عليهم السّلام و در عصر آنان نيز وجود داشته است . « 2 »
216 - جواب مصنّف به اشكال بر سيرهء عملى اصحاب بر عمل به خبر واحد مبنى بر اينكه شايد اين عمل به واسطهء وجود قرينه با آن اخبار بوده « 3 » چيست ؟
( و احتمال ان . . . واضح البطلان ) ج : مىفرمايد : احتمال اينكه عمل اصحاب به خبر واحد به واسطهء مقرون بودن آن با قرينه بوده ، احتمالى است كه بطلانش روشن و بديهى است . « 4 »
هامش
قاتل پدرش باشد يا نباشد و يا كافر باشد يا نباشد مىشود . در حديث متواتر آمده است :
« الكافر لا يرث شيئا » يا « القاتل لا يرث شيئا » بنابراين ، همهء فرزندان ارث مىبرند مگر فرزندى كه قاتل پدرش بوده يا كافر باشد . يعنى عامّ قرآنى را با خبر متواتر تخصيص زد .
( 1 ) - با وجود عامّ قرآنى مثل« خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً »ولى عمل به خبر واحد « لحم الارنب حرام » گوشت خرگوش حرام است عمل مىكردند . چنان كه با وجود« أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ »به خبر « نهى النّبىّ عن البيع الغررىّ » عمل مىكردند .
( 2 ) - وقتى اين عمل در زمان معصومين و در منظر آنان صورت گرفته و آنان از آن نهى نكردهاند ، دليل بر امضاء و تقرير آن بوده و تقرير معصوم همچون قول او حجّت است .
( 3 ) - يعنى خبر واحد را كه به آن عمل مىكردند به اين جهت بوده كه دليل قطعى بر صدور آن داشتهاند .
( 4 ) - زيرا چگونه براى چندين هزار خبر واحدى كه وجود داشته ، قرينه و دليل بر قطعيّت صدور آن داشتهاند ؟