159 - دليل اختلاف بناى عقلاء در مخصّص لبّى منفصل با مخصّص لفظى منفصل در شبههء مصداقيّه در باقى بودن اصالت عموم و باقى نبودنش چيست ؟
( و لعلّه لما اشرنا . . . حجة اقوى على خلافه ) ج : مىفرمايد : شايد اختلاف بناى عقلاء ناشى از تفاوت بين مخصّص لفظى منفصل با مخصّص لبّى منفصل غير قابل اتكاء مىباشد . زيرا در مخصّص لفظى منفصل بعد از حاكم قرار دادن مخصّص و مقدّم كردنش بر عامّ ، گويا حكم عامّ ، شامل فرد مشتبه از ابتدا نشده و گويا عامّ از ابتداء عامّ نبوده و در نتيجه هر دو حجّت يعنى عامّ و خاصّ نسبت به فرد مشتبه از حجّيّت مىافتند . ولى در مخصّص لبّى منفصل غير قابل اتكاء ، يك حجّت كه عامّ بوده وجود دارد و صرف قطع داشتن به اينكه مولى ارادهء اكرام همسايهاى كه دشمنش بوده را نكرده ، موجب دست برداشتن از اين حجّت يعنى از عموم عامّ « اكرم جيرانى » نمىشود مگر در مورد همسايهاى كه قطع به خروج او از عامّ داشته باشيم ، يعنى همسايهاى كه دشمن باشد . زيرا شخص حكيم بايد كلامش را برابر غرض و مرامى كه دارد صادر كند . « 1 » بنابراين ، بايد از عموم عامّ كلام مولى تبعيّت شود مگر وقتى كه حجّت قويترى بر خلاف اين عموم اقامه شود .
160 - عبارت « بل يمكن ان يقال الخ » ناظر به چه بوده و مقصود مصنّف از اين عبارت چيست ؟
( بل يمكن ان يقال . . . فتأمّل جيّدا ) ج : مىفرمايد : بلكه مىتوان در مخصّص لبّى غير قابل اتّكاء ، علاوه بر آنكه فرد مشكوك را به واسطهء اصل اصالت عموم در ناحيهء عامّ از حكم خاصّ خارج مىكنيم و همچنان
هامش
( 1 ) - يعنى اگر غرض مولى عبارت از عدم وجوب اكرام همسايگان مشكوك العداوة باشد بايد آن را بيان كند . زيرا خارج بودن فرد مشكوك العداوة از ارادهء مولى از عموم وجوب اكرام نه حكم ضرورى عقل بوده و نه فرد خاصّى است در وقتى كه عبد با تأمّل به آن رسيده كه عبارت از همسايهء مقطوع العداوة مىباشد .