تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
پيدا شود بر اينكه مولى ارادهء اكرام همسايه‌اى را كه دشمنش بوده نكرده است ، اصالت عموم بر حجّيّت خودش باقى است نسبت به فرد و مصداق مشتبه‌اى كه علم و قطع به خروجش از عموم كلام پيدا نشده است . زيرا علم به عداوتش پيدا نشده است . و باقى بودن حجّيّت اصالت عموم نسبت به اين فرد مشتبه نيز به اين دليل است كه حجّت و دليل ديگرى غير از مخصّص لبّى منفصل مبنى بر خلاف اين عموم و خارج كردن مصداق مشتبه وجود ندارد . « 1 »

158 - پس چرا در مخصّص منفصل لفظى در شبههء مصداقيّه تمسّك ، به عامّ را در آن جايز ندانستيد ولى در مخصّص منفصل لبّى غير قابل اتّكال ، تمسّك به عامّ را در آن جايز دانستيد ؟

( بخلاف ما اذا كان . . . هاهنا بخلافه هناك ) ج : مىفرمايد : اقتضاى مقدّم شدن مخصّص منفصل لفظى بر عامّ ، آن است كه عامّ صادر شده گويا از ابتدا شامل خاصّ نمىشده حكما چنان كه شامل خاصّ نمىشده است « 2 »
هامش
به مذاق و روش مولى به اين نتيجه رسيده كه مولى ارادهء همسايه‌اى را كه دشمنش مىباشد از عموم « اكرم جيرانى » ننموده است . حال شكّى نيست همسايگانى كه دشمنىشان روشن و يقينى است از عموم وجوب اكرام خارج بوده و همسايگانى كه دوستىاشان يقينى بوده تحت عموم وجوب اكرام خواهند بود ولى بحث در فردى است كه وضعيّت او مشكوك است كه آيا دشمن مولى مىباشد يا نه ؟ ( 1 ) - زيرا عموم « اكرم جيرانى » شامل همسايگان دوست و همسايگان دشمن مىشود و تنها افرادى از اين عموم خارج مىشوند كه از افراد قطعى خاصّ باشند . يعنى همسايگانى كه دشمن مولى باشند . ولى اين فرد چون قطعى نيست از افراد خاصّ باشد چنان كه سابقا نيز تحت عموم بود ، الآن نيز تحت عموم باقى خواهد ماند . زيرا اين دليل لبّى منفصل كه شامل آن نشد و دليل ديگرى نيز براى خروج او از عامّ اقامه نشد . ( 2 ) - زيرا كلام مولى مشتمل بر دو حجّت است : الف : دليل عامّ يعنى « اكرم العلماء » . ب : دليل خاصّ