عموم همانند وقتى كه نباشد ( عامّ ) تخصيص خورده به خلاف تخصيصخوردهء با متّصل چنان كه دانستى ، مگر آنكه همانا اين ( عامّ تخصيصخوردهء با منفصل ) در عدم حجّيّت - مگر در غير عنوان خاصّ - همچون آن ( عامّ تخصيصخوردهء با متّصل ) است . پس در اين هنگام ( دانسته نشده كه مصداق مشتبه از مصاديق عامّ به ما هو حجّت بوده ) مىباشد فرد مشتبه ، غير معلوم الاندراج در تحت يكى از دو حجّت ، پس چارهاى نيست از رجوع كردن به آنچه ( دليلى ) كه آن ( دليل ) اصل است در بين .
نكات دستورى و توضيح واژگان
فصل : يعنى « هذا فصل » .
بان كان دائرا : ضمير در « كان » به خاصّ برمىگردد .
و كان منفصلا . . . اجماله : ضمير در « كان » و « اجماله » به خاصّ برمىگردد .
لا حقيقة : يعنى ظهور عامّ از بين نمىرود توسّط خاصّ منفصل .
لا حكما : يعنى حجّيّت ظهور عامّ از بين نمىرود توسط خاصّ منفصل .
فيما لا يتّبع فيه الخاصّ : ضمير در « فيه » به ماء موصوله به معناى فرد برمىگردد .
لوضوح انّه حجّة فيه : ضمير در « انّه » به عامّ و ضمير در « فيه » به « ما لا يتّبع فيه الخاصّ » يعنى فردى كه خاصّ در آن تبعيت نمىشود برمىگردد .
بلا مزاحم اصلا : يعنى نه مزاحمت از باب ظهور و نه از باب حجّيّت .
انّما يزاحمه : ضمير فاعلى در « يزاحمه » به خاصّ و ضمير مفعولى در آن به « عامّ » برمىگردد .
فيما هو حجّة على خلافه : ضمير « هو » به خاصّ و در « خلافه » به عامّ برگشته و ماء موصوله به معناى فرد مىباشد .
تحكيما للنّصّ او الاظهر على الظّاهر : كلمهء « تحكيما » مفعول له بوده و دليل بر مزاحمت