و ان كان افراد احدهما : ضمير در « احدهما » به « كلّ رجل و كلّ رجل عالم » برمىگردد .
بل فى نفسها : ضمير در « نفسها » به افراد برمىگردد .
لا تستلزم استعماله فيه : ضمير در « لا تستلزم » به « ارادة الخصوص » و ضمير در « استعماله » به عامّ و در « فيه » به خصوص برگشته و اين عبارت ، خبر براى « انّ » مىباشد .
و كون الخاصّ قرينة عليه : ضمير در « عليه » به خصوص برگشته و كلمهء « كون » عطف است بر « استعماله » كه مفعول « لا تستلزم » مىباشد .
استعماله معه فى العموم قاعدة : كلمهء « استعماله » مبتداى مؤخّر و ضميرش به عامّ برگشته و خبرش جار و مجرور « من الممكن » بوده و ضمير در « معه » به ارادهء خصوص برگشته و كلمهء « قاعدة » تمييز مىباشد .
و كون الخاصّ مانعا عن حجّيّة ظهوره : ضمير در « ظهوره » به عامّ برگشته و كلمهء « كون » عطف به « استعماله » مىباشد .
تحكيما للنّصّ او الاظهر على الظّاهر : مقصود از « النّصّ » خاصّ و مقصود از « الظاهر » عموم بوده و « تحكيما » دليل بر مانع بودن خاصّ از حجّيّت ظهور عامّ مىباشد .
لا مصادما لاصل ظهوره : ضمير در « ظهوره » به عامّ برگشته و كلمهء « لا مصادما » حال براى « النّصّ » يا « الاظهر » مىباشد .
و معه . . . انّه قد استعمل فيه مجازا : ضمير در « معه » به امكان استعمال عامّ در عموم و ضمير در « انّه » و ضمير نايب فاعلى در « استعمل » به عامّ و ضمير در « فيه » به خصوص برمىگردد .
هذا مجرّد احتمال : مشار اليه « هذا » امكان استعمال عامّ در عموم مىباشد .
و لا يرتفع به : ضمير در « به » به مجرّد احتمال امكان استعمال عامّ در عموم برمىگردد .
لاحتمال الاستعمال . . . من مراتبه : مقصود از « الاستعمال » استعمال عامّ بوده و ضمير در « مراتبه » به مجاز برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٢٥٦