و لام اعمّ از اينكه مدخول الف و لام ، مفرد بوده يا جمع باشد نيز صادق است البتّه اگر گفته شود كه اسم محلّاى به الف و لام ، مفيد عموم مىباشد . بنابراين ، همچون لفظ « كلّ » افادهء عمومش در محدودهء مدخولش بوده و منافاتى ندارد كه مدخولش ، مقيّد به قيودى شود ، چرا كه عمومش در محدودهء همان افراد مدخول خواهد بود . يعنى افرادى كه از مدخول اراده شده است . « 1 »
132 - ولى از تقييد مدخول به الف و لام ، تعبير به تخصيص شده است ، آيا اين با مفيد عموم بودن محلّاى به الف و لام منافات ندارد ؟
( و اطلاق التّخصيص . . . ضيّق فم الرّكيّة ) ج : مىفرمايد : اين اطلاق از باب مثل معروفى است كه گفته مىشود : « دهانهء چاه را تنگ كن » . « 2 »
133 - آنچه در اسم محلّاى به الف و لام گفته شد بنابراين بود كه مفيد عموم باشد ، آيا محلّاى به الف و لام ، مفيد عموم مىباشد چرا ؟
( لكن دلالته على العموم . . . ممّا يناسب المقام ) ج : مىفرمايد : ولى قبول نداريم ؛ محلّاى به الف و لام چه مفرد و چه جمع آن ، وضع شده
هامش
( 1 ) - مثل « اكرم العلماء العدول » كه با وصف ، مقيّد شده است ، يا « اكرم العلماء ان كانوا عدولا » با شرط ، مقيّد شده و يا « اكرم العلماء الّا الفسّاق منهم » كه با استثناء ، مقيّد شده است .
يعنى اگر « العلماء » مفيد عموم باشد در هر سه مثال ، عمومش در محدودهء علماى عادل مىباشد . پس مثل لفظ « كلّ » محدود بودن مدخول نسبت به افراد خاصّ منافاتى با مفيد عموم بودن الف و لام ندارد .
چرا كه عموم به اعتبار افراد اراده شده از مدخول مىباشد .
( 2 ) - يعنى اين اطلاق ، مسامحهاى است . چرا كه تخصيص نيست بلكه تقييد موضوع است . و اطلاق تخصيص نيز از باب مثال معروف يادشده مىباشد . چنان كه در مثال يادشده معنايش اين نيست كه اوّل ، دهانهء چاه را گشاد بگير و بعد تنگ كن ، بلكه مقصود آن است كه از اوّل ، دهانهء چاه را محدود و تنگ بگير . در « اكرم العلماء العدول » نيز از اوّل ، محدودهء موضوع و مدخول الف و لام ، علماى عدول مىباشد نه اينكه موضوع ، عبارت از مطلق علماء بوده و بعد آن را با قيد « العدول » تخصيص زده باشيم . پس از ابتدا محدودهء عموم عبارت از افراد عالم عادل مىباشد .