مفهوم « 1 » نيست مطلقا . « 2 »
76 - دليل يا دلايل مصنّف براى مفهوم نداشتن وصف چيست ؟ « 3 » ( لعدم ثبوت . . . ملازمة له )
هامش
( 1 ) - مقصود از مفهوم داشتن وصف آن است كه وصف ذكر شده در كلام ، علّت منحصره براى حكم باشد مثلا در « فى الغنم السّائمة زكات » علّت منحصره براى وجوب زكات ، عبارت از سائمه بودن مىباشد . به گونهاى كه مىتوان حكم كلّى استخراج كرد و گفت « زكات در هيچ غنمى واجب نيست مگر سائمه باشد » . بنابراين ، اگر به دليل ديگرى ، زكات براى غنم ثابت شود ، منطوق اين دليل با مفهوم كلام قبلى متعارض و تنافى خواهد داشت .
( 2 ) - يعنى الف : اعمّ از اينكه وصف ، معتمد بر موصوف باشد مثل « فى الغنم السائمة زكات » چنان كه محقّق نائينى در « فوائد الاصول 2 / 501 » و در « اجود التّقريرات 2 / 275 » مقصود از وصف و نزاع در مفهوم داشتن آن را در وصفى مىداند كه معتمد بر موصوف باشد . و اينكه وصف ، معتمد بر موصوف نباشد . مثل « السّارق و السّارقة فاقطعوا ايديهما » كه وصف در اين آيهء شريفه ، خودش موضوع حكم قرار گرفته است . چنان كه شيخ در « مطارح الانظار / 184 » و صاحب فصول در « الفصول الغرويّة / 151 » نيز هم نظر صاحب كفايه مىباشند . ولى بنا به نظر محقّق نائينى و ديگرانى كه وصف را شامل وصف معتمد بر موصوف مىدانند ، مورد آيهء شريفه را داخل در مفهوم لقب مىدانند . ب : و نيز اعمّ از اينكه وصف ، مفيد عليّت باشد يا نباشد .
در خصوص مفهوم داشتن وصف اقوالى است :
الف : نظر مشهور بر عدم مفهوم داشتن وصف مىباشد . چنان كه شيخ در « مطارح الانظار / 182 » آن را به مشهور نسبت داده است .
ب : گروهى مثل شافعى و مالك و بيشتر اين دو از عامّه ، معتقد به مفهوم داشتن وصف مىباشند .
« المستصفى 2 / 191 » و نسبت داده شده به شيخ طوسى و شهيد اوّل از اماميّه « الفصول الغرويّة / 151 » .
ج : گروهى نيز قائل به تفصيل بوده كه شيخ آن را در « مطارح الانظار / 182 - 184 » ذكر كرده و مصنّف يكى از آنها را نقل و ردّ مىكند .
( 3 ) - براى مفهوم داشتن وصف ، ادلّهء متفاوتى قريب به هشت دليل ذكر شده كه مرحوم محقّق مشكينى در حاشيهء كفايه آن را آوردهاند . شيخ در « مطارح الانظار / 184 » نيز تعدادى از آنها را ذكر نموده و رد كردهاند . مصنّف نيز به شش دليل اشاره كرده و آنها را نقد و ردّ مىنمايند .