برمىگردد .
لو لم نقل بانّه الاقوى لكونه بالمنطوق : ضمير در « بانّه » و « لكوفه » به ظهور مطلق در اطلاق برمىگردد .
ففيه انّ الاستعمال فى غيره : كلمهء « ففيه » جواب براى « امّا » بوده و ضمير در آن به استدلال مذكور برگشته و ضمير در « غيره » به مفهوم برمىگردد .
مع انّه يعتبر فى دلالته عليه الخ : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و ضمير در « دلالته » به وصف و ضمير در « عليه » به مفهوم برگشته و اين عبارت ، اشكال دوّم مصنّف به استدلال يادشده مىباشد .
ان لا يكون واردا الخ : ضمير در « لا يكون » به وصف برگشته و اين عبارت ، تأويل به مصدر رفته و نايب فاعل براى « يعتبر » مىباشد .
و وجه الاعتبار واضح : مقصود از « الاعتبار » اعتبار وارد نبودن وصف در مورد غالب مىباشد .
لعدم دلالته معه : ضمير در « دلالته » به وصف و ضمير در « معه » به ورود در مورد غالب برمىگردد .
و بدونها لا يكاد يتوهّم دلالته الخ : ضمير در « بدونها » به دلالت وصف بر اختصاص و ضمير در « دلالته » به وصف برمىگردد .
تذنيب : يعنى « هذا تذنيب » و مقصود از « تذنيب » دنبالهء بحث مىباشد .
من موصوفه و لو من وجه : ضمير در « موصوفه » به وصف برگشته و عبارت « و لو من وجه » در اصل « و لو كان الوصف اخصّ من وجه من موصوفه » مىباشد .
فى مورد الافتراق من جانب الموصوف : جار و مجرور « فى مورد الافتراق » متعلّق به جريان النّزاع و جار و مجرور « من جانب الموصوف » متعلّق به « الافتراق » مىباشد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٥٦